دو واحد خریت پیشرفته !

هر کی پیام سیاسی بده از کلاس اخراج میشه !

امنحان میان ترم خرکی ! (2)
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۸   کلمات کلیدی: امتحان میان ترم خرکی! ،دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: با توجه به اخباری که دوباره در مورد ویلای 1000 متری (به جای مسکن مهر) مطرح شده ، و با توجه به ........ اصلاً بی خیال ، مریدان موظفند نقاشی اسکن شده یا کشیده شده ویلای خود را با برنامه paint  تا تاریخ مشخص شده در شعر به آدرس Almasibox@live.com ارسال دارند ، .....هر کی نکشه اخراجه !

نقشه ای در سر اگر داری ، همین حالا بکِش ،

حـداکثر ، تا طلوع فجر پس فـــَــــــــــردا بکش !

خط کش و نقاله و پرگار اگـــــــــــر داری بیــــار ،

مستطیلی روی کاغذ بیست در پَنجــــا بکش !

اندکی چَه چَه بزن ، همراه لَک لَک ها برقص ،

شیروانی ، کلبه ی چوبی چـــــرا ؟ ویلا بکش !

خواستی در عرض ویلایت فقط شلغم بکـــــار ،

یا کـــه بادمجان فقط در قسمت عُلیــــا بکش !

روی بامَش دیش نَه ، بشقاب نَه ، یک آنتن و ،

یک دَکَل ، گیرنده ی پرقدرت سیمــــــــا بکش !

زن اگر داری نَکِش ، خیلی خطــــرناکه حسن ،

گر نداری ، چند تایی نازنین ، رَعنـــــــا بکش !

راستی در گوشه یِ ویلای خود یک مسجد و ،

یک نفر روحـــــــــانی ِ وارسته ، با تقوا بکش !

رنگ کم دار ی؟ نخور غصه بـرادر جان ، بخند ،

آنچه میگویم عمل کن ، بعد از آن هورا بکش !

بانک ملی میرسد دستت ؟ اگر نَه ، صادرات ،

آریایی باش و همچـــــــــون خاوری بالا بکش !

طنزمان دَر رَفت حافظ ، جان شیخ ما ، نکن ،

من گمانم بطری ِ وُدکاست این ، کوکا بکش !

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


شوخی با منوچهری دامغانی !
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢٦   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: منوچهری دامغانی از بزرگترین شاعران ایرانی در قرن پنجم هجری است.وی به زبان عربی و فارسی تسلط عالی داشت و سرآمد شاعران فارسی زبان در وصف طبیعت است ، مسمط وی که با توصیف فصل پاییز ، و با بیت اول این پست شروع میشود بسیار زیباست ، .....پس بخوانید(با دقت به کلمات داخل گیومه) ، فقط به جهت انبساط خاطر ، و اسراف نکنید!

"خیزید و "خـَــــــــز" آرید ، که هنگام خزان است "

"باد خنک از جانب خـــــــــــــــــــوارزم وَزان است"

یک نقطه یِ "خـز" سالم و بر جای نماندَه است ،

پس حکمتِ "خَر" بودن ما چیست ؟ از آن است !

آن نقطه کنون روی "گـِـــــــرانی" است ، از آن رو ،

ماتحت من و مـا ز همان نقطه "گـــَـــزان" است !

چــــــــــون بوقلمون رنگ به رنگیم عــــــــــزیزان ،

وان "خـَــــــــــز" به مثل  پیرهن رنگ رَزان است !

آن "خز" که سرودیم ، به حق جان و تن ماست ،

ایران عــــــزیز است بـــــــــرادر ، وطن مــــاست !


مدارا با حضرت حافظ !
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢٥   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: "مُستَزاد" به معنای زیاده گویی است ، و به شعری گویند که در آن مصرع دوم ابیات ، عبارتی کامل اضافه بر مصرع اول دارد ، پس بخوانید غزلواره مستزاد  گونه! و طنز زیر را از دفتر شعر شیخ  ، که در آن مصرع دوم ابیات طولانی تر از مصرع اول است ، و اگر بار اول وزن و آهنگ آن دلچسب نبود ، دوباره بخوانید ، با این تذکر که زوار (به کسر "ز") همان "زهوار" است و "هزار" به منای بلبل نیز به کار رفته است ! 

اندک اندک زوارمــــــــــــان دَر رفت ،

سرد شد دیگِمان ، بُخــارمان در رفت !

عُمرمان همچو برق و بــاد گذشت ،

ساعت و روز و مـاه و سالِمان در رفت !

آن دو چَشم خمار مــــــا را کشت ،

کِیفِمان کوک شد ، خُمارمان در رفت !

با دو صـــــَــد ناز و غمزه آمده بود ،

گل نیامد چرا ؟ ،  هـــزارمان در رفت !

دیدی آخر عروسِمان نــَــــــــر شد ؟

ماستها کیسه شد ، تغارمان در رفت !

شادی از دل برفت و غـــــــــم آمد ،

شیــــــر آتشفشان نشانِمان در رفت !

شیخ ما گفت نیمه شب، دیشب ،

در دلِ خواب ، گفتِمانِمــــــــان در رفت ! 

جـــــان حافظ ، کمـــــی مدارا کن ،

بند تنبان گسَست و جانمان در رفت !

راستی کن ، کـه راستان رَستَند ،

اوه....ببخشید ، مُستَزادمان در رفت !

نطق خارج از دستور ، ضرب المثل مرتبط ::  تغاری بشکند ماستی بریزد ، جهان گردد به کام کاسه لیسان !....... پست بعدی را از دست ندهید .......هر کی نخونه ، اخراجه!

پی نوشت شیخ :: مصرع دوم غزلواره فوق ، نه یک عبارت کامل ، بلکه فقط دو هجا از مصرع اول بیشتر دارد ، لیک ما نه نمونه ای مشابه آن یافتیم ، و نه نامی مناسب آن ، و نخواستیم آن را نوعی نو آوری بنامیم ، پس نزدیکترین قالب به سروده شیخ همان "مستزاد" بود که فرمودیم !!!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


سیاه نمایی توپ قلقلی !
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢۳   کلمات کلیدی: طنز چیست ، طناز کیست؟

نطق پیش از دستور ::

یه توپ دارم قلقلیه ،
سرخ و سفید و آبیه ،
می زنم زمین، هوا میره ،
نمی دونی تا کجا میره ،
من این توپو نداشتم ،
مشقامو خوب نوشتم ،
بابام بهم عیدی داد ،
یه توپ قلقلی داد ،

یه توپ دارم قلقلیه:: اینکه شاعر می گوید ، یه توپ دارم قلقلیه ، به نظر مشکوک است . بویژه آنکه شاعر مشخص نکرده که منظور "قِلقِلی" است یا  "قُلقُلی" . اینکه همه توپ ها قِلقِلی هستند توضیح واضحات است و احتمالاً منظور شاعر قُلقُلی بوده ، که ابزاری است کوچکتر از قلیان ، که با ملزومات تکمیلی دیگر ، به جهت جلوگیری از آبریزش بینی و رفع خماری استفاده می گردد .

سرخ و سفید و آبیه :: اینکه شاعر می گوید ، رنگ توپش سرخ وسفید و آبی است ، به نظر بسیار مشکوک است . ما این موضوع را سالها بعد وقتی کشف کردیم ، که در بعضی از مراسم  در پرچم ایران به جای رنگ سبز ، از رنگ آبی استفاده شده بود . شاعر مزورانه قصد داشته به بهانه رعایت قافیه رنگ پرچم ایران را به رنگهای قرمز و آبی و سفید تغییر دهد  و احتمالاً از روسیه یا فرانسه ، که پرچم هایی به این سه رنگ دارند ، ماموریت داشته است .

می زنم زمین، هوا میره  :: اینکه شاعر می گوید ، میزنم زمین هوا میره ، امری مبرهن است ، چرا که هر توپی ، با زمین زدن ، به هوا می رود . اما در پشت این ظاهر بدیهی  ، مطلب مشکوکی نهفته است . شاعر با تعویض جای نهاد و گزاره و استفاده از صنایع ادبی ، مزورانه می خواسته اشاره ای به پرنده توپولوف داشته باشد ، که چون به هوا می رود  به زمین  می خورد . و با این ترفند جوانان ما را از تحریم اقتصادی بترساند .

نمی دونی تا کجا میره  :: این مصرع ، عمق تزویر و شیطنت شاعر را می رساند . البته واضح و مبرهن است که هر توپی ، بعد از برخورد با زمین ، حداکثر چند متر بیشتر بالا نمی رود . اینکه شاعر می گوید نمیدونی تا کجا میره ، ترویج نظریه نهیلیستی از جهان است ، که به دنبال این است که جوانان ما را از هویت تهی گرداند . این بیان کودکانه همان شاعر معلوم الحال است که گفته : اسرار نهانی نه تو دانی و نه من  ، این مصرع آشکارا و مزورانه ، باورهای جوانان ما را هدف گرفته است .

من این توپو نداشتم :: همه ما به این مطلب بدیهی واقفیم ، که هر کودک حتی در روستاهای ما هم حداقل چند توپ رنگارنگ دارد . آوردن این مصرع که ،"من این توپو نداشتم " عمق کینه توزی شاعر را می رساند . شاعر می خواهد با بیان این مطلب ، با تاکید بر فقر و نداری مردم ، به سیاه نمایی بپردازد . او مزورانه سعی میکند با این ترفند ، توده های فقیر جامعه را تحریک کرده و اهداف خود را در جهت خدمت به اجنبی به انجام برساند .

مشقامو خوب نوشتم :: راستش ما هر چه به همه جایمان فشار آوردیم ، تا هدف مزورانه شاعر را پشت مصرع "مشقامو خوب نوشتم " کشف کنیم ، به جایی نرسیدیم . به نظر شاعر می خواسته با گنجاندن این مصرع  مطلوب ، اهداف پلید خود را در بقیه شعر بپوشاند . شاعر می خواسته ، به اربابان خود این پیام را برساند ، که هدف خود را در منحرف کردن جوانان ، به خوبی انجام داده ، و مآموریت ناپاک خود را تمام شده تلقی نماید .

بابام بهم عیدی داد ، یه توپ قلقلی داد :: و .....بالاخره  شاعر اینگونه مزد نوکری و سرسپردگی را از پدرخواندگان خود  دریافت میکند ! ، .....اف بر او باد ! 

برگرفته از وبلاگ "کشکول هالو هفت شنبه"


ما ، اسمال کله خر ، و بیل گیتس ! (6)
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢٠   کلمات کلیدی: ماجراهای اسمال کله خر!

نطق پیش از دستور ، شوخی با حضرت خیام !

کــــــَــم از غـــم و از غُصٌه و از درد بگو //  بی درد کجاست ؟ ای جوانمــــــرد بگو؟

درد و غم و غُصه را خـــریداری نیست // یک بار از آنچـــــه میتوان کــَـــــــــرد بگو! 


جونم  بَراتون بگه ! ، گفتم اسمال کله خر واسه خودش یه کله پز بی نظیر شده ، کل اصفهانه با یه اسمال کله پز ، واسه خودش برو بیایی داره  ماشالا ، بگذریم .....چند سال پیش  واسه خودمون  ، تو یه مجلس علمی که اساتید دانشگاه حضور داشتند ، داشتیم افاضه فضل میکردیم ، که مثلاً بیل گیتس (مدیر میکروسافت) خدای صنعت نرم افزاره ، و اون یکی خدای صنعت سخت افزار کامپیوتر  ، و بعد اضافه فرمودیم که ، این فقط علم کامپیوتر نیست که به دو رشته مهم نرم افزار و سخت افزار تقسیم میشه ، مشکلات و مسائل و بیماریها و ناهنجاریهای اجتماعی و حتی جنگ هم همینطوره! 

مثلاً شما اگه مشکل روانی داشته باشی و یا عاشق و افسرده و مضطرب باشی ، مشکل نرم افزاری داری ، باید روان درمانی بشی ، اما اگه گرسنه باشی! ، یا مثلاً آپاندیسیت داشته باشی ، باید اون رو عمل کنی ، نمیشه با گفتار درمانی (همون شعار درمانی سابق) اون رو معالجه کرد ، ......یا اینکه اگه جوونها ماهواره نگاه میکنند و فاسد میشن ، این جنگ نرم دشمن برای از کارانداختن نسل جوان کشوره ، و باید با روشهای نرم افزاری ، مثلاً تولیدات جذاب و فاخر تلویزیونی و سینمایی  و خبر رسانی درست و آزادی بیان و عقیده به جنگ اون رفت ، روشهای سخت افزاری ، مثل پرت کردن دیشهای ماهواره از پشت بوم خونه ها جواب نمیده!

همینطور مشغول افاضه کرامات بودیم که اسمال کله پز (کله خر سابق) زنگ زد ، نگران بود ، میدونست ما از مهندسی چیزایی حالیمون میشه ، گفتم چی شده؟ گفت هیچی ، ترموستات ام مشکل پیدا کرده ، به نظر تو چیکار کنم؟ ، بهش گفتم چیزی نیست ، احتمالاً تنظیم اون به هم خورده ، نیاز به تنظیم مجدد داره ، و بعد واسه دوستان گفتیم که ، ببینید چطور یک مشکل نرم افزاری (یعنی عدم تنظیم ترموستات مشعل اجاق کله پزی)  میتونه واسه یه شهر بزرگ مشکل ایجاد کنه ، اونهم شب جمعه ای ، که فردا صبح همه قراره کله پاچه بزنن تو رگ!

برا اینکه به اسمال کله خر نشون بدیم که چه جوری مهندسی نرم افزار میتونه مشکل به این بزرگی رو تو سه سوت حل کنه همون شب با دفترچه فنی دستورالعمل تنظیم ترموستات ، عازم کله پزی شدم ، گفتم کجاست این ترموستات ببینم مشکلش چیه ؟ دیدم خجالت کشید ، گفت روم نمیشه نشونت بدم ، تعجب کردم ، ........بی خیال ، میدونی ماجرا چی بود؟ مشکل اسمال کله خر سخت افزاری بود ، درسته به شب جمعه ربط داشت ، اما با روشهای نرم افزاری نمیشد مشکل اون رو حل کرد ، پروستات اون مشکل داشت ، ........امان از این اسمال کله خر ، .... ، امان از این صفورا ، امان از این بیسوادی!

نطق بعد از دستور ، عاشقانه (احوالپرسی!) خرکی :: دلم تنگ میشود برای روزهایی که به سختی مرا فشار میدادی ، و بعد با بوسه ای نرم میهمان میکردی ، ...اصلاً بی خیال بابام!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


خنده بر هر درد بی درمان دواست !
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۸   کلمات کلیدی: طنز چیست ، طناز کیست؟

نطق پیش از دستور :: اساساً (این اساساً هیچ ربطی به هیچی نداره ، برادرا بی خیال لطفن)  مردم ما دو دسته اند ، یا هر چی میخونند یا میشنوند گریه میکنند ، یا هر چی میشنوند یا میخونند ، میخندند ! ، مهم هم نیست اساساً (هیچ ربطی نداره!) مطلب مورد نظر خنده دار باشه یا تاثر انگیز! ، ..... البته اساساً (نداره!) همه مریدان شیخ جزو دسته دوم اند ، و اساساً (!) شیخ ما گریه رو بر مریدان حرام فرموده ، ......اما خوب کیفیت خنده هم فرق میکنه ، و حضرت شیخ مثل زیگموند فروید میتونه از اون به خیلی از خلقیات و روحیات درونی طرف پی ببره ، میگی نه ، بخون !

پوز خند ، با حرکت سر به چپ و راست :: اصولاً این خنده محسوب نمیشود ، و شما قصد فریب و تشویش اذهان عمومی را دارید !

پوز خند ، با حرکت دست به چپ و راست :: شما اصولاً از آندسته از آدمهایی هستی که فکر میکنند اوضاع بسیار شیر تو شیر ، یا خر تو خر است! ، به دلیل سیاه نمایی قابل پیگردید !

پوز خند ، با در هم کشیدن چینهای ابرو ، و نگاه عمیق :: باور کنید قصدی نداشتیم قربان ، فقط مزاح نمودیم مریدان بخندند ، قول میدهیم تکرار نشود ، عفو بفرمایید این دفعه را !

قهقهه ، با گرفتن دو کف دست بر دو طرف شکم :: شما از آنهایی هستید که 120 سال عمر میکنید ، به شما تبریک میگویم!

خنده کوتاه و بریده ، و در حال خاراندن بیضه راست :: شما حتماً در حال حل و فصل یکی از معضلات مهم  هستید ، از اینکه مزاحم بیضتین شما شدیم پوزش میخواهیم!

خنده بلند ، با گرفتن بیضه چپ در دست راست :: برادر من ، بنی آدم اعضای یکدیگرند ، این یعنی چی که شما اینقدر بی خیالی ! ....حیف نون !

خنده بلند ، با کف دست راست بر باسن راست ، کف دست چپ بر باسن چپ :: خوب عزیز جان برادر ، اولاً که دستشویی جای مطالعه نیست ، ثانیاً واسه چی مراعات بهداشت تغذیه رو نمیکنی ؟

خنده آرام ، کف دست راست بر باسن چپ ، کف دست چپ بر باسن راست :: خوب خواهر من ، مگه مجبوری زمان ورزش یوگا به وبلاگ شیخ سر بزنی ؟

لبخند ملیح ، بلافاصله بعد از صاف کردن صدا :: بدون شک شما مجری صدا و سیما هستید که قصد دارید با شیخ مصاحبه کنید ، و یا نام او را بر خاک سرزمین صحرای عرفات بنویسید ، فوتینا !

خنده کوتاه ، با ضربه های پیاپی بر شقیقه سمت راست :: یعنی میخوای بگی شیخ مشاعرش کار نمیکنه ، فوتینا.... ، حالا که خندیدی بقیه اش رو واست نمیگم !

نطق بعد از دستور :: کَل کَل با حضرت حافظ ، مریدان بخوانند و در مورد نوع لبخند ملیح خود بنویسند !

دور کُن اَهرمَن از خــــــود ، به خدا دست بده ،

گو خـــــدای ازلی ، هـــر چه صلاح است بده !

کــــــــاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش ،

دفع هفتـــــــــاد بلا در صَدقـــــــات است بده !

مشکل خویش بر پیـــــــر مُغـــــان بردم دوش ،

گفت بر ذمٌه ی تو خمس و زکـــات است بده !

گفتــه بودی که کنم مست و دو بوست بدهم ،

لب افطــــــــــــــــار که بسیار ثواب است بده !

شــــــــادی مجلسیان در قدم و مقدم توست ،

پس شعاری که در آن شور و نشاط است بده !

برو از خـانه ی گـَـــــــردون به در و نان مطلب ،

قبض آب است ، برو هــر چه در آن است بده !

می چکد شیر هنوز از لب همچون شـــکرش ،

لیک مـی گوید از آن شیـره که ناب است بده !

ساقی و مطرب و مــی جمله مهیاست ولی ،

ناقلا ، آدرس این خـــــــانه کجایَست ؟ ، بده !

آســــــــمان بـــــــــار امانت نتوانِست کشید ،

گفت برخیز به هــــــــر کس نَتَوانَست  ، بده !

عمــــر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی ،

حاصل عُمـــــر چو پس دادن وام است ، بده !

بامدادان که تفاوت نکند لیـــــــــل و نهــــــار ،

گفت سرباز ، به پا ، وقت سلام است ، بده !

چند پوید به هوای تو ز هـــــــر سو حــــافظ ؟

شیخ ما عاشق سانســـور پیام است ، بده !

نطق خارج از دستور ، اصل 38 قانون اساسی :: هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.


ما ، اسمال کله خر ، و فردوسی! (5)
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱٦   کلمات کلیدی: ماجراهای اسمال کله خر!

نطق پیش از دستور ، یکی به دو با حضرت حافظ ::

در کلبه ما رونق اگر نیست غــــــزل هست //ســاز و دُهُل ، آواز خوش بابا شَمَل هست!

گـــــر نور خـــــــدا نیست مکن شِکوه برادر// در منزل مـا هـاله ای از  لاتُ و هُبَل هست!

هـــــر جا که روی خط دِهَدَم هَمَــــــره اول // زیرا که به ماتحت تــو یک دانه دکَل هست!

مجنون شده دلبسته شیرین و شـــــــراره // با لیلی او کوروش و مهـران و ممل هست!

رفتم که بگیرم خبـــــری از غـــــــــــم ایام // چون برف به مَهواره فقط ران و کفل هست!

در مجـلس مـــــــــــــا هیچ نگویند وکیلان // سرتاســر این مُلک فقط مرد عمل هست!

در شام بشـــــار است اســد ، تا که بداند// با حق وتو ، روســــیه در جمع ملل هست!

گفتم که به زلفش گــــــــره  بخت گشایم //توفیق نشد ، کور مــن و ، یار کچل هست!

حافظ چه بگویم که شـــــــوی شاد ز رفتن // در جنت حـق نیز چنین دوز و دغل هست؟

درسته اسمال کله خر عادت داشت که غالب مشکلات را با ضربه های اون کله پولادین خودش حل کنه ، اما همیشه هم اینجوری نبود ، و بعضی وقتها هم از محتویات اون استفاده میکرد. مثلاً فکر میکنید چرا اسمال ، با اون هیبت و عظمت ، با چار تا بچه درسخون زپرتی و فکسنی مثل ما دوست بود ، طوری که هیچکس جرات نداشت به ماها  چپ نیگا کنه ، خوب یکی از دلایلش برمیگشت به زمون امتحانات!  

درست قبل از امتحانات کتبی ریاضی ، مثل برگه های کوپن  اوایل انقلاب ، یکی یه دونه ورقه سفید چهارگوش کوچیک به رفقا میداد ، بالاش یه شماره زده بود ، قبل از هر کاری ما باید مسئله ای رو که شماره اون مشخص شده بود رو حل میکردیم ، و به اسمال بی کله میرسوندیم ، باور کنید قبل از اونکه نگران نتیجه امتحان خودمون باشیم ، نگران این بودیم که نکنه جواب سئوالی رو که اسمال خواسته ندونیم ، و سر و کارمون بیفته با اون کله پولادین!

یادش به خیر ، یادمه سال سوم دبیرستان یه معلم ادبیات روحانی داشتیم ، که بر خلاف انتظاری که از یک روحانی میره ،  علاقه عجیبی به حضرت فردوسی داشت ، شاهنامه رو از حفظ بود ، امتحان شفاهی میگرفت ، و معمولاً یکی از سئوالاتی که میپرسید در مورد زندگی و آثار شعرای بزرگ پارسی بود ..... اسمال بی کله که از این نقطه ضعف دبیر ادبیات آگاه بود ، چند برگ از جزوه رو که در مورد فردوسی بود از من گرفته بود ، و مثل طوطی حفظ کرده بود ، و با یه تکنیک ساده ، هر سه ثلث رو با یه نمره عالی از ادبیات فارسی گذروند!

مهم نبود که معلم چی سئوال میکنه ، مثلاً اگه میپرسید راجع به اَنوَری چی میدونی ، اسمال کله خر به تفکر فرو میرفت و میگفت :: انوری در سخن سرایی از مریدان فردوسی است ، و بدون شناخت فردوسی نمیتوان انوری را شناخت ، و بعد شروع میکرد از زندگی فردوسی گفتن.... یا اگه مثلاً میپرسید در مورد صنعت ایهام چی میدونی ، اسمال کله خر میگفت :: بدون شک فردوسی استاد صنعت ایهامه ، و بعد هم یکی دو بیتی از فردوسی ، مثل مرشدهای زورخونه پشت بندش بلغور میکرد ، ......جالب این بود که معلم ، از علاقه ای که به فردوسی داشت ، همیشه یادش میرفت موضوع سئوال چی بوده ، و کی بوده!

نطق بعد از دستور  ، عاشقانه خرکی :: دلم تنگ میشود ، برای آن روزهایی که هر وقت دلت برایم تنگ میشد ، زنگ میزدی و میگفتی :: راستی تو بودی یک ساعت پیش به من زنگ زدی؟  

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


کمی تا قسمتی آشنا !
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۱   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

نطق پیش از دستور ، از وصایای امیر مومنان علی (ع) به فرزند خویش امام حسن مجتبی:: فرزندم!...آن چه برای خودت دوست می داری برای جز خود نیز دوست بدار. و آن چه تو را خوش نیاید، برای او ناخوش شمار و ستم مکن چنان که دوست نداری بر تو ستم رود. و نیکی کن چنان که دوست داری به تو نیکی کنند و از آن چه برای جز خود زشت می داری برای خود زشت بدان و از مردم برای خود آن بپسند که از خود می پسندی در حق آنان… و مگو آن چه را دوست نداری به تو بگویند.

نقل از http://firoozgoharblog.persianblog.ir/

نطق بعد از دستور :: دیدی آخر ممه را لولو بُرد؟ // ممه ی خوشمزه را لولو خورد؟

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


خدای من ، تو چقدر نازی !
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩   کلمات کلیدی: طنز چیست ، طناز کیست؟

نطق پیش از دستور :: رباعی گونه زیبای شاعر جوان و مستعد ، "عیار تهرانی" ، از مریدان شیخ ما (در لینکدونی بیابید !) ::

یک دم ای پیــــــر سخن دان بنشین

در کنار من و مــــا چون "لقمــــان" !

بی ادب خواندن مـا نیست درست ،

ادب آمــــــوز ز مــــــــــــــا بی ادبان!


خدای من ، تو چقدر نازی ، با این که دو تا فرشته رو مامور کردی که بیست و چهار ساعته از ما فیلم بگیرند و اعمال ما رو لحظه به لحظه ثبت کنند ، ولی هیچگاه فیلم ما رو تو یوتیوب نگذاشتی و آبروی این بنده گناهکارت رو نبردی !

خدای من ، تو چقدر مهربونی ، درسته که تو کتابت نوشتی هر کی خلاف کنه مجازات میشه ، اما مثل قوانینی که ما آدمها مینویسیم هیچوقت بهش عمل نکردی ، به ما فرصت دادی شصت هفتاد سال گناه کنیم ، و فقط یکبار خالصانه بگیم اشتباه کردیم و بهونه ای به دستت بدیم تا ما رو ببخشی ، کی باور میکنه واقعاً بخوای ما رو با آتیش بسوزونی؟

خدای من ، تو چقدر حوصله داری  ، هر بار یکی از بنده های نازنینت رو به عنوان پیامبر فرستادی تا ما آدمها آدم بشیم ، ولی هر بار ما آدم نشدیم که نشدیم ، ولی تو صد و بیست و چهار هزار بار اینکار رو کردی ، و اصلاً هم به روی ما نیاوردی که ما چقدر ناسپاس و فراموشکاریم! 

خدای من تو چقدر خوبی ، با اینکه حکومت آسمانها و زمین به دست توست ، به ما این امکان رو دادی که حتی نصفه های شب در خونه ات رو بزنیم و باهات درد دل کنیم ، از بیعدالتی بعضیها شکایت کنیم ، و از محبت بعضیها تشکر ، تو چقدر خوبی!

خدای من ، چی میشد اگه تو انتخابات بعدی خودت کاندید میشدی؟ اصلاً هم لازم نبود عکست رو همه جا بچسبونی ، ستاد تبلیغات و صدا و سیما هم نمیخواست ، خودم با اون فرشته هات ، همچین بَرات تبلیغ میکردیم که حداقل 63 درصد رای بیاری!

نطق بعد از دستور :: کورش عزیز صاحب "اینجا چراغی روشن است" نوشته :: اوایل انقلاب میدان امام حسین تهران بودم ، ترکیب صدای رانندگان تاکسی که به دنبال مسافر میدان آزادی و میدان انقلاب بودند ، و دستفروشانی که بر روی گاری آب زرشک به مشتریان میفروختند صحنه بدیعی خلق کرده بود !......آزادی!... زرشک!...آزادی!...آزادی!... زرشک!...زرشک!...آب زرشک! ....آزادی!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


ترسم من از جهنم و آتشفشان او !
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٧   کلمات کلیدی: خداوندگاران طنز و ادب پارسی!

نطق پیش از دستور :: زین پس هر از چند گاه ، گزیده ای از آثار ماندگار ادب پارسی ، به ویژه در زمینه طنز ، و به انتخاب حضرت شیخ ، و با عنوان "خداوندگاران ادب و طنز پارسی"  در اینجا منتشر خواهد شد ، پس بخوانید قصیده زیبای طنز ملک الشعرای بهار را به عنوان اولین انتخاب ! ، که ابیاتی از آن به جهت کوتاه شدن حذف شده است !

ترسم من از جهنم و آتشفشان او// وان مالکِ عذاب و عمودِ گرانِ او !

آن اژدهای او که دُمش هست صد ذراع // وان آدمی که رفته میانِ دهان او !

آن کرکسی که هست تنش همچو کوه قاف // بر شاخۀ درخت جحیم آشیان او !

وان کاسۀ شراب حمیمی که هر که خورد // از ناف مشتعل شودش تا زبان او!

آن گرز آتشین که فرود آید از هوا // بر مغز شخص عاصی و بر استخوان او!

آن عقربی که خلق گریزند سوی مار // از زخم نیش پر خطر جان ستان او !

جان می دهد خدا به گنه کار هر دمی // تا هر دمی ازو بستانند جان او !

از مو ضعیف تر بود از تیغ تیزتر // آن پل که داده اند به دوزخ نشان او !

جز چند تن ز ما علما جمله کاینات // هستند غرق لجة آتش فشان او !

جز شیعه هر که هست به عالم خداپرست // در دوزخ است روز قیامت مکان او!

وز شیعه نیز هـــر که فُکُل بست و شیک شد // سوزد به نار، هیکلِ چون پرنیان او !

وانکس که کرد کار ادارات دولتی // سوزد به پشت میز جهنم روان او !

وانکس که روزنامه نویس است و چیـز فهم // آتش فتد به دفتر و کلک و بنان او !

وان کاسب فضول که پالان او کج است // فردا کشند سوی جهنم عنان او !

تنها برای ما و تو یزدان درست کرد // خلد برین و آن چمن بی کران او!

موقوفة بهشت برین را به نام ما // بنمود وقف، واقف جنّت مکان او !

آن باغ های پر گل و انهار پر شراب // وان قصرهای عالی و آب روان او !

آن خانه های خلوت و غلمان و حور عین // وان قاب های پر ز پلو زعفران او !

فردا من و جناب تو و جوی انگبین // وان کوثری که جفت زنم در میان او !

باشد یقین ما که به دوزخ رود بهار // زیرا به حق ما و تو بد شد گمان او !

نطق بعد از دستور :: خسته ام..... ، چقدر از انقلاب گذشته!.....، چرا آزادی دیده نمیشه؟...... آی تاکسی ......آزادی ، یه نفر ، در بست!


آفرین باد به جام جم ما !
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٥   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: ترجیع بند زیر ، از کرامات شیخ ماست! ، که فقط به خاطر تمرین و آشنایی با این قالب خاص نوشته شده ، و مصرف آن در موارد دیگر به هیچ وجه توصیه نمیشود ! 

کــــــــرد حاشا فتنه گر  هیز است ،هیز // پست و میز و صندلی لیز است ، لیـز !

هـــــــر کسی این را نداند یا خـــر است // یا کمــی تا قسمتی جیز است ، جیـز !

تیــــــر و خــــــــــــرداد شود همدم مــــا

آفــــَــــــــــــرین باد به جـام جم مـــــــا !

گفت احـــــــــوال همه خوب است خوب // رو به ر اه اوضـاعمان توپ است ، توپ !

هـــــر کسی این را نداند یا خـــَــر است // یا ســــــــزای او فقط چوب است چوب !

 او خــــــــــبر داشت ز بیش و کــــم مــا

آفـــــَـــــرین باد به جــــــــــــــام جم ما !

ادٌعاهامان همه حـــــــرف است ، حرف // عمق دارد جملگی  ، ژرف است ، ژرف !

هــــر کسی این را نداند یا خــَـــر است // یا ســـــــــر او داخل برف است ، برف !

او خــــــــــــبر داشت  ز زیر و بَم مـــــــــا

آفـــــَــــــرین باد به جــــــــــــام جم ما !

هــــر کسی تا صـاحب میز است ، میز // خنجــــَــــــرش بُرٌنده و تیز است ، تیز !

هــــر کسی این را نداند یا خــــر است // یا کــه در چشمان مــا ریز است ، ریز !

تا گرفتَست به کُشتی خــــَـــــــــــم ما

آفــــَـــــــــرین باد به جام جم مــــــــــا !

کارمـــــــــــان کوبیدن میخ است ، میخ // مختصـــر نَه ! ، بلـکه تا بیخ است بیخ !

هـــــر کسی این را نداند یا خــــر است // یا کـه بر ماتحت او سیخ است ، سیخ !

نیمه افراشته شـــــــــــــــد پرچم مــــــا

آفــــَــــــــــرین باد به جام جم مــــــــــا !

هاله هامان هاله ی نــــــــور است ، نور // سمبه هامان سخت پر زور است ، زور !

هر کسی این را نداد یا خـــــــــــر است // یا ز بیخ و بُن کــــــر و کور است ، کور !

"چه گُوارا" شــــده این زمزم مـــــــــــــا 

آفــــَـــــــــــرین باد به جـام جم مـــــــا !

نطق بعد از دستور ، با تشکر از کورش عزیز (برای ارسال بند آخر) :: بر همه مریدانی که سروده شیخ  ما را "آبگوشتی" میدانند ، اکیداً توصیه میشود برای آشنایی با شعر و شاعری آبگوشتی  ، از دو نمره اضافی این پست بهره مند شوند!!!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره!    


چگونه خودکشی موفقی داشته باشیم؟
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٤   کلمات کلیدی: امتحان میان ترم خرکی!

نطق پیش از دستور  ، شوخی با حضرت خیام ::

در کارگه کوزه گــــــــــــَــــــــــری رفتم دوش ، 

دیدم که یکی کوزه کِشَد ، سخت به دوش !

گفتم کـــــــه چه رازیست در این سنگینی ؟

گفتا که خمش باش کــــه "اَح" کَرَدن توش ! 

آفتاب نیوز ، چهار شنبه 29 آذر 91 :: مسافری که با تظاهر به خود کشی در ایستگاه های مترو باعث ایجاد وفقه در حرکت قطار ها شده بود؛ به ۳ ماه حبس و ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی در حق شرکت بهره برداری تهران محکوم شد.

خوب ما یه چیزی داریم به اسم اقدام به خودکشی ، و یه چیزی داریم به اسم خودکشی موفقیت آمیز ، درصد بالایی از افرادی که اقدام به خودکشی میکنند ، به طریقی نجات پیدا میکنند و تعداد کمتری موفق میشوند ، با دیدن این خبر ، و به جهت جلوگیری از حبس و جریمه برای خودکشی ناموفق ، تصمیم بر آن گرفتیم مراحل انجام یک خودکشی آبرومندانه و موفق را به عرض مریدان برسانیم !

1- در انتخاب روش خودکشی دقت کنید :: یعنی مثلاً اگه میخواین با برق خودکشی کنید قبلاً از شرکت برق استعلام کنید ، که موقع جون دادن یهویی برق نَره ، یا مثلاً اگه میخواین خودتون رو جلوی قطار بندازین ، حتماً چک کنید قطار سر موقع میرسه ، و اگه میخواین خودتون رو بندازین تو زاینده رود ، مواظب باشین که زاینده رود سالی پنج روز بیشتر آب توش نیست!

2- با یک حقوقدان مشورت کنید :: خوب کار از محکم کاری عیب نمیکنه ، بالاخره اگه یک درصد هم احتمال داشته باشه موفق نشین ، اونوقت مجبورین جریمه و زندان رو به جون بخرین ، از روشی استفاده کنید که کمترین جریمه و زندان رو داشته باشه ، و اگه هنوز یارانه نگرفتین ، از روشی استفاده کنید که با حکم زندان طولانی تر مشکل رفع و رجوع بشه!

3- به فکر اطرافیان و بازماندگان باشید :: حتماً یه وصیت نامه توپ بنویسین ، توش ذکر کنید که در کمال صحت و سلامت جسمی و روانی تصمیم به خودکشی گرفتین ، و خدای ناکرده از هیچ اداره و وزارتخانه دولتی و غیر دولتی شکایتی ندارید ، و بی بی سی شما رو تشویق به اینکار نکرده ، در ضمن خودکشی شما هیچ انگیزه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و شخصی نداره ، مواظب باشید اگه از خودکشی شما برداشت سیاسی بشه ، حساب بازماندگان با کرام الکاتبین خواهد بود!

4- جانب احتیاط را حفظ کنید :: بالاخره علیرغم همه پیش بینی ها ممکنه نتونین خودکشی موفقیت آمیزی رو تجربه کنید ، پس احتیاطاً یکی از نزدیکان قلچماق رو مامور کنید که با یه دونه چماق هنگام خودکشی بالای سر شما حاضر باشه ، و در صورتی که به هر دلیل نتونستید موفق بشید ، یه ضربه اساسی تو مُخِتون بکوبه ، جانب احتیاط رو رعایت کنید ، در هر صورت ضربه اضافی ضروری است!

نطق پس از دستور :: پست بعد رو حتماً بخونید ، ضمن آرزوی موفقیت برای همه مریدان سفر خوشی برای شما آرزومندیم !....شما هم یک توصیه مفید بنویسید ، هر کی توصیه سیاسی بنویسه اخراجه !....در ضمن از احتمال غیبت چند روزه شیخ نگران خودکشی ناموفق نباشید!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


قانونگذاری سخت و پیچیده است !
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۳   کلمات کلیدی: امتحان میان ترم خرکی!

نطق پیش از دستور ، شوخی با حضرت خیام ::

"اکنون کــه گل سعادتت پر بـــــار است "

شوهر بده دخترت ، که خر بسیار است !

گفتم که چــــــــرا تخم گران شد ؟ گفتا ،

بر باد مَده هــــــــر آنچه در شلوار است !

آفتاب نیوز ، چهار شنبه 29 آذر 91 :: مسافری که با تظاهر به خود کشی در ایستگاه های مترو باعث ایجاد وفقه در حرکت قطار ها شده بود؛ به ۳ ماه حبس و ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی در حق شرکت بهره برداری تهران محکوم شد.

واقعاَ قانون گذاری و عمل به قانون کار سختی است ، مثلآً شما همین خبر رو بخون ، یحتمل این حکم با استناد به یک ماده قانونی نظیر آنچه در زیر می آید صادر شده است!

ماده واحده قانونی ::  مسافری که با تظاهر به خود کشی در ایستگاه های مترو باعث ایجاد وفقه در حرکت قطار ها شود ، به ۳ ماه حبس و ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی در حق شرکت بهره برداری تهران محکوم میشود !.

خوب ، ولی همیشه که عمل فرد نعل بالنعل مطابق قانون نیست ، مثلاً اگه طرف که اقدام به خودکشی ناموفق کرده ، اصلاً مسافر نبود تکلیف چیه ؟

تبصره 1:: در مورد غیر مسافرین ، علاوه بر مجازات مندرج در ماده واحده قانونی ، متهم به یک ماه حبس اضافی و به جهت ایجاد ترافیک در ایستگاه مترو ، به ده میلیون ریال جزای نقدی در حق سازمان ترافیک تهران محکوم میشود !

یا مثلاً ما از کجا فهمیدیم طرف واقعاً قصد خودکشی ناموفق داشته ؟ و واقعاً قصد خودکشی واقعی نداشته؟ در مورد خبر بالا گفته شده طرف قبلاً هم از این کارها کرده!

تبصره 2:: هر شهروند ایرانی فقط در سال  مجاز به یکبار خودکشی ناموفق است ، اقدام افزون بر یکبار تظاهر محسوب میشود !

تبصره 3:: در هر بار اقدام ناموفق به خودکشی ، افزون بر تبصره 2 ، مجازات قانونی مندرج در ماده واحد قانونی دو برابر میشود !

تبصره 4:: اقدام به خودکشی ناموفق به روشهای دیگر ، مشمول این قانون نبوده و نیاز مند وضع قانون مستقل است !

خوب ، تا اینجا درست ، اما آمدیم و طرف اقدام به خودکشی کرده و اقدام اون هم تظاهر محسوب شده ، ولی طرف هر چی معطل شده قطار از جاش تکون نخورده که نخورده !

تبصره 5 :: در صورتی که اقدام به خودکشی ناموفق باعث ایجاد وقفه در قطار نشود ، متهم تنها به حبس محکوم شده ، و از پرداخت جریمه نقدی معاف است !

یا مثلاً اگه طرف ده میلیون ریال پول داشت که اصلاً خودکشی نمیکرد ، با دوست پسرش میرفت یه جوجه کباب میزد به رگ ! 

تبصره 6 :: در صورتی که متهم به خودکشی ناموفق از پرداخت جزای نقدی عاجز باشد ، به سه ماه حبس اضافی بدل از اسکناس محکوم میشود !

یا فکر کن اصلاً طرف تو مترو اصفهان یا تبریز خودکشی کرده ، اونوقت جریمه اون بره تو جیب تهرونیها ، عمراً ! ، فوتینا !

تبصره 7 :: در مورد اقدام به خودکشی در استانهای دیگر ، جریمه تعیین شده به شرکت بهره برداری مترو استان مربوطه پرداخت میشود !

حالا میگذریم از اینکه اگه یه استان وسط خودکشی طرف بشه دو تا ، یا سه تا وزارتخونه بشه یکی ، همین تبصره ها هم جواب نمیده ، و بغیر از اون ، خود این تبصره ها هم مثل قانون انتخابات ، خودش نیاز به تفسیر و تصویب تبصره های جدید داره !

تبصره 8 :: رباعی و عکس مندرج در این پست کاملآً تصادفی بوده ، و اقدام به خودکشی ناموفق محسوب نمیشود !

نطق بعد از دستور :: شما هم یک تبصره قانونی بنویسید ،..... هر کی تبصره سیاسی بنویسه اخراجه !

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !