دو واحد خریت پیشرفته !

هر کی پیام سیاسی بده از کلاس اخراج میشه !

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!
ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱/۳۱   کلمات کلیدی: یادداشت نیمه خرکی!

نطق پیش از دستور :: بالاخره دیشب ما هم رکورد شیکوندیم ، و یک زلزله چهار ریشتری بپا کردیم .....باور کنید امکانات تو اصفهان بیشتر نیست!

رئیس جمهور خیلی عزیز کشورمان با اشاره به این که امسال 140 میلیون نفر سفر در ایام نوروز انجام شد و ثبت این رقم یک رکورد تاریخی است اظهار کرد :: دستاورد سفرهای نوروزی امسال افزایش همبستگی ملت، یاس دشمنان ایران و درخشندگی هر چه بیشتر ایران بود ، .....

به جون عمه مریدان قسم ، من نگفتم ، این خبر رو همین پریروز ، رییس جمهور محترم در ورزشگاه آزادی فرموده ، صد هزار نفر هم شاهد داره ، امیدوارم چشم هر کی هم باور نکنه بابا قوری بشه!

یعنی من فکر میکنم جمعیت ایران هفتاد میلیونه ، حالا ده میلیون هم خالی بندی ، هشتاد میلیون! ، هر خانوار ایرانی هم چهار نفر ، یعنی در ایران بیست میلیون خانوار زندگی میکنند ، و با آمار 140 میلیون سفر نوروزی ، یعنی اینکه خانواده شیخ و مریدان هر کدوم هفت سفر نوروزی داشتند ، خودشون هم خبر ندارند ، ....... شما هم تعجب نکنید!

یعنی همین دو هفته پیش رییس جمهور و همراهان برای بدرقه مرحوم هوگو چاوز به دیار باقی در ونزوئلا بودند ، همین دیروز هم دوباره رئیس جمهور و همراهان برای مراسم سوگند جانشین چاوز راهی ونزوئلا شدند ، حالا البته از اینجا تا ونزوئلا راهی نیست ، و کلاً هیجده ساعت بیشتر با هواپیما فاصله نداره و درون شهری محسوب میشه ، ولی خدا وکیلی این سفر ونزوئلا رو به حساب ما ننویسید !

در ضمن اگه تو اخبار شنیدید که هیئتی مرکب از وزرا و معاونین جهت مراسم بعله برون دختر بزرگ مرحوم چاوز ، یا مراسم ختنه سرون نوه اون مرحوم راهی ونزوئلا شدند تعجب نکنید!

نطق بعد از دستور ، از وبلاگ سیب ترش :: اهالی زلزله زده اصفهان درخواست اقلام اولیه شامل برنج طارم ، گوشت گوسفندی (بدون دمبه و استخوان)  ، ذغال کبابی ، تنباکوی نعنایی ، و  واریز یکسال یارانه نقدی بصورت یکجا دارند ، .....ضمناً شماره حساب حضرت شیخ جهت کارت به کارت کمکهای نقدی مریدان متعاقباً اعلام خواهد شد ، .....هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


جون ، یارانه واریز شد !
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱/٢٧   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

شما هم با حضرت حافظ شوخی کنید و  در ضمن آن بنویسید کدامیک از شوخیهای زیر را بیشتر می پسندید ::

صبا گر گذری افتدت به کشور دوست//قربونت  گرین کارت ما رو هم پیگیری کن!

بارها گفته ام و بار دگر میگویم // ما تو ایران چیزی به اسم حبس خانگی نداریم !

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات//گفت تو هم اگه دستت جایی بنده بچاپ!

بهای نیم کرشمه هزار جان طلبند//چشمت کور گفتم نرو تو ولی عصر قدم بزن !

یاران همنشین همه از هم جدا شدند//بی خیال انتخاباته باز دور هم جمع میشن!

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم// واسه همینه بدبخت هشتت همیشه گرو نه اا!

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند//پس قربونت ساکت داد و قال نکن بذاز بخوابیم! 

روزی کرشمه ای کن ای یار برگزیده//باشه ولی فعلاً فقط ده درصدش رو میگم !

ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی // نه اینکه یه شبکه خبری رو ببینی خر شوی !

ای که در کوی خرابات مقامی داری // قربوبت دست این پسر ما رو هم بند کن !

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا // تا زیر میزی رو نپردازه عمل نمیشه !

خرم آندم که چو حافظ به تولای وزیر // بشه رییس یه اداره عریض و طویل !

سوز دل ، اشک روان ، آه سحر ، ناله شب // قربونت تلویزیون رو خاموش کن !

کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم // ناقلا تو هم ماهواره خریدی !

بوی دل کباب من آفاق را گرفت /حالا مطمئنی بوی سوختگی جای دیگه نیست ؟

چهل سال رفت که من لاف میزنم//اینکه چیزی نیست ما هفتاد ساله داریم لاف میزنه !

دوش لعلش عشوه ای میداد حافظ را ولی // حیف خانوم ما رو از خواب پروند !

نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار // تو تلویزیون اعتراف کنی قبوله !

از چار چیز نگذر گر عاقلی و زیرک // آدم خر ، پول مفت ، خونه خالی ، آش نذری !

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند // یه دکترای افتخاری آکسفورد لازمه !

سلام کردم و با من به روی خندان گفت // متاسفانه یارانه شما قطع شده !

من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس // تو مواظب گشت ارشاد باش !

این که من از جستجوی او ز خود فارغ شدم//برا اینه که رفتم خواستگاریش ضایع شدم.

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم // مجبور شدیم بریم مسافرکشی !

شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش // بازم بچه روش جیش کرد ؟

خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است // گریه رو باهات موافقم ! میدونم میسوزه!

عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند // والا ، اگه نه که رو دست باباش نمیموند !

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است // بخواب بابا حال نداریم !

محمود بود عاقبت کار در این راه // وای خدای من ، بازم محمود !

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی // حیف خونمون بغل کلانتریه !

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم // گشادی که مهیاست برادر ، بیگیر بخواب !

بده ساقی آن می که حال آورد // اگه جنسش خوبه بگو یه بیست لیتری بیاره !

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را // پاش برسه قزوین کارش تمومه !

پیر میخانه همی خواند معمایی دوش // پول ما رو خوردند ، یه قلپ آبم روش !

گفته بودی که کنم مست و دو بوست بدهم // نگفته بودی عرق خوردی مرتیکه !

مهل که روز مماتم به خاک بسپارند // اونوقت پول سردخونه رو کی میده ؟

ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون بده // باشه ولی اونجات سوخت با خودت !

 به هوش باش به هنگام باد استغنا // باز این اسمش عوض شد ؟

صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید // ناقلا مسکن مهر ثبت نام کردی ها !

خوش دولتی است خرم و خوش خسروی کریم // جون رفتم ، یارانه واریز شد !

از کشکول وزین آب دوغ خیار 


قلیان چه خوش است ،گاهگاهی بکشی!
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱/٢۱   کلمات کلیدی: رباعی ، خبری ، خرکی!

نطق پیش از دستور :: گاهی هیچ دلیلی نداره ، یعنی ما هر چی فکر کردیم که اون عنوان ، این عکس ، و این رباعیها ، و اون نطق بعد از دستور ، و اون دو نمره اضافی حضرت شیخ چه ربطی به هم داره نفهمیدیم ! ..... بی خیال ، بخوانید رباعی سیزدهم را از دفتر رباعیات خرکی :: 

با کرٌه خَرَم بحث سیاسی نکنید ،

مانند گذشته دیپلماسـی نکنید !

این بار خَرَم گرفته و محزون است ،

پس نیت غسـل ارتماسی نکنید !

نطق بعد از دستور  ، از هالو هفت شنبه ::  خبر آنلاین نوشته ایران با نرخ بیکاری 14 درصدی و نرخ تورم 30 درصدی و در مجموع با شاخص فلاکت 44 درصدی یکی از بالاترین شاخصها را در جهان داراست ، و قطر با نرخ تورم دو و نیم درصدی و نرخ بیکاری نیم درصدی پایین ترین شاخص فلاکت (به میزان سه درصد) را در جهان داراست! .... و کلاً هر کی بگه این شوخی با خیام چه ربطی به مطلب داره از کلاس اخراجه!

"نیکی و بدی که در نهـــــــاد بشر است" // افزون تر از ابعــــــــــــــــاد امیر قَطَر است!

دیروز خــــرم گفت به مادینه ی خویش ، // خر باش ، نه آدمی که از نسل خر است !

نکته خرکی :: یعنی نمیدونم چرا شیخ ما تا اسم "تورم" به گوشش میخوره ، یاد امیر قطر می افته!

 هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !


یک سئوال از محضرت ، اینقدر حرافی چرا!
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۱/۱٩   کلمات کلیدی: شبهات خرکی !

نطق پیش از دستور :: به واقع سوژه ابیات ارسالی امید عزیز صاحب بلاگ "شبه شعر" اینقدر بدیع و زیبا بود که ترجیح دادیم  بند دوم را به آن (البته با قدری ویرایش) اختصاص دهیم ! .......مریدان همچنان همراهی کنند !

یک سوال از محضرت، اینقدر حـَــــرٌافی چرا؟

دائما طامات و شَطحیٌات می‌بافی چــــــرا؟

"مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس"

وعده هایت پوچ بود ، اینقدر می لافی چرا؟

فقر کرده کشورت را غرق ، مــــالامالِ داف !

پس در آمریکای لاتین در پی ِ دافی چــــرا؟

باز فصلی از فشار است و عـذاب و التهاب ،

لیک در فکــــــــر بهارانی تو ،  عَلافٌی چرا ؟ 

انتخابات است امــا من نمی‌دانم ، مپرس ، 

یا  ز اهـل فتنه‌ای ، یا کُمپلِت "آفی" ، چرا ؟

نطق بعد از دستور ، اندر کرامات شیخ ما :: پس شیخ ما را پرسیدند ، از عجایب آخرالزمان چه بودی  ؟ ، فرمود ، در آن دوران ، به دیار پارس ، جمعی اندک از مردمان ، مقدمات نخوانده ، عالم دین بودی ، و جمعی دگر چون دیپلمان بگرفتی  ، به وزارت رسیدی و کرسی استادی یافتی ....پس پرسیدند ، دیپلمان چه بودی ؟ ، فرمود نیک ندانم ، لیک قلیلی به برکت ان شهری خریدی ، و کثیری از صاحبان آن از گرسنگی بمُردی !.... پس مریدان ، جملگی بر سر کوفتی ، و سر به بیابان نهادی و چنان گریستی ، که جویها روان گشتی از مشک مریدان ، به نیکی ....!


شوخی با حکیم ناصر خسرو قبادیانی !
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/۸   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی! ،امتحان میان ترم خرکی!

رئیس جمهور ، نقل از آفتاب نیوز 8 فروردین 92 :: هیچ مانعی نمی تواند جلوی پیشرفت ملت ایران را بگیرد. همه این تلاشها در نهایت ممکن است دست اندازی در عبور خودروی پیشرفت ایران ایجاد کند و خیلی آنها تلاش کنند چرخ ماشین ملت را پنچر کنند که این پنچری را ملت ایران می گیرد و به جلو می رود....

**********

نطق پیش از دستور  ، امتحان میان ترم خرکی :: مزاح با حکیم ناصر خسرو قبادیانی  شاعر ، جهانگرد ، فیلسوف ، طبیب ، منجم و موسیقیدان قرن پنجم هجری که دیوان اشعار و سفرنامه هفت ساله او مشهور است ، بخوانید سروده طنز زیر را از دفتر شعر حضرت شیخ ، که با بیتی از قصیده مشهور ناصر خسرو آغاز میشود ،  و ابیات قرمز رنگ را با لهجه ی اصفهانی ! .... فقط به قصد انبساط خاطر و آشنایی با زبان خاص ناصر خسرو!

"نکوهش مکن چرخ نیلوفری را // به در کن ز سر باد خیره سری را !"

"درخت تو گر بار دانش بگیرد" // به وجد آورد عاقبت دلبری را !

نصیحت شنو ، ناز کم کن ، دوباره //به در کن ز تن آن قر ِ بندری را !

چرا مُندرس میکنی چرخ خود را ؟  // نمی گیری آخر چرا پنچری را ؟

نِگه تا نَرَنجانی از خود کسی را // قُمی ، اصفهانی ، بَمی ، آذری را !

شبی جمعه با یاری خود مهربون باش // آ ، یادِت باشِد صیغه ای ، محضری را !

وَ یکشنبه ها هَم بدون مستحب اِس // نَکون پس فراموش یادآوری را !

سه تا ماچی آبدار بَعدِش بچسبون // یکی این وَری را ، دو تا اون وَری را !

برو فارغ از مسکن مهر و کین باش // که وارون کند رسم مستاجری را !

کمی صبر کن ای برادر ، چهل سال // شَوی "تام" شاید بگیری "جری" را !

بخوان شعر ما را فراوان ، فراوان //  بیاموز از شیخ ما شاعری را !

نطق بعد از دستور ، امتحان میان ترم خرکی :: مریدان خوش ذوق نیز حتی المقدور با لهجه محلی خود با حکیم شوخی کنند ،  اشعار برگزیده همین جا پی نوشت خواهد شد! ..... فی الحال بر ادامه مطلب کلیک کنید ، و بخوانید ابیات زیبایی به لهجه مشهدی و ترکی از "علی اصغر اقتداری عزیز" و "مهدی نوروزی بهار عزیز" !


هیچکس با ما برادر جان نمی سازد چرا ؟
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱/٧   کلمات کلیدی: شبهات خرکی !

نطق پیش از دستور :: مریدان نیز چون حضرت شیخ ، شبهات و سئوالات خود را کامنت کنند ، ضمن رعایت وزن ، در قالب غزلواره پنج بیتی و با ردیف "چرا ؟" و قافیه دلخواه ، .......بیت دوم را را حتی المقدور با مصرعی از حضرت حافظ مزین کنید و جهت رعایت ارتباط با بقیه سروده ها بیت آخر را با مصرع "انتخابات است ، اما من نمیدانم ، مپرس" تمام کنید ، و منتظر معرفی آثار برتر در همین جا باشید ، و بخوانید بند اول را ::

هیچ کس با مـــــــــا برادر جان نمی سازد چــــرا ؟

نرد عشق و عاشقی با مـــــــــا نمی بازد چـــــرا ؟

"زیرکی را  گفتم این احــوال بین خندید و گفت ::"

مرغ همسایه مگر غاز است ؟ ، می نازد چـــــرا ؟

مرسدس بنز است گویا قیمت اجنــــــاس ، چون ،

بی حیـا ، پیوسته  پُر گاز است ، می تازد چــرا ؟

گفت تا ســــــــــال دگر مسکن کمی ارزان شود !

پس چرا همچون سگ هار است ، می گازد چرا ؟

انتخابات است ، اما مـــــــن نمی دانم  ، مپرس ! 

شیخ ما پیروز پیکار است ؟!  ، می بازد چــــــــرا ؟

نطق بعد از دستور ، اندر کرامات شیخ ما :: شیخ ما را گفتند ، خزانه خانقه خالیست ، کرامتی باید ! ، پس فرمود : زین پس هر یک از مریدان را همسری نو بودی  ، سکه ای از نقره ، به قصد تهنیت از شیخ گرفتی ،....پس مریدان را این کرامت سخت خوش آمدی و یکایک بگرفتی چهار زوجه به دائم ، و بیشمار به موقت ....پس عنقریب گرانی نشیمنگاه مریدان را آزردی ، چنانچه یکایک به قصد طلاق زوجه به شیخ هجوم آوردی ، پس شیخ ما فرمود ، زین پس به قصد جاری شدن خطبه طلاق ، مریدان سکه ای از زر بدادی ، چندانکه خزانه در کوتاه زمانی لبریز شدی از سکه زرین به نیکی .....پس بدینسان مریدان از کرامات شیخ ما قوزپیچ گشتی !