دو واحد خریت پیشرفته !

هر کی پیام سیاسی بده از کلاس اخراج میشه !

آش پشت پا !
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۳/۳٠   کلمات کلیدی: تحفه ارسالی مریدان !

از دفتر شعر شیخ نهایی ::

چون ما اسیر نوحه سَــــــرایی شدی تو هم ،

مشمول انقطاع و جــــــــدایی شدی تو هم !

اِنٌ َ المُجاهِدینَ ......... لَهُم اَجــــــــرهُ عَظیم ،

امـــــــــا شنیده ام که فدایی شدی تو هم !

اول بزن ز شهد شَهـــــــــــــــــادت پیاله ای ،

بعداً رَجَز بخوان که رجــــــایی شدی تو هم !

مــــــرغ از میان سفره ی ما پر کشید و رفت ، 

از آن زمان که حـــــــاتم طایی شدی تو هم ! 

دیدی که این عجوزه ی دهـــــر است بی وفا ،

مخصوصاً آن زمان که فضــایی شدی تو هم !

ما از تبار رستم و فرهــــــــــــــــــاد و آرشیم ،

از دودمــــان پاک مشایی شــــــــدی تو هم !

خواهـــــــــــر بگو از آنچه که در دل نهفته ای ،

امـــــــا نگو دوباره که  "دایی شدی تو هم" !

دیشب خرم به ماده ی خود گفت:: ای کَلَک ،

حالا مرید "شیخ نهایی" شدی ، ....تو هم ؟

-----------------------------------

علیرضا سپاهی لائین ::

آمـــــد زمـــان رفتن  و  راهی شدی  تو هم ،

مصداق  لطف محض  الهـــی شدی تو هم !

دیروز اگــــــــــــر چه با اتوبوس آمدی به ری ،

امروز  در قطـــاری  و  راهی  شدی  تو هم !

یکشب ، ستاره ات بدرخشید ، همچـو ماه ،

حالا  هلال آخــــــر  ماهی   شدی  تو هم !

حــالا که می روی به سلامت  ، برو ، ولی ،

این را بدان کـه مژده  واهی  شدی تو هم !

هرچند در ولایت مـــــا شیخ و شاه نیست ،

مانند  شیخ  لایق شاهی  شدی  تو هم !

گفتم  کــــــــه از قوافی  بد بگذرم ، نشد ،

زیرا نوشته اند ، جنـاحی شــــدی تو هم !

شـــاید سوار موشک  "فوق شهاب سه" ،

راهی به سمت  لایتناهی شدی  تو هم !

بدرود ،افتخــــــــــار بزرگی نصیب توست ،

مضمون شعرهای سپاهی شدی تو هم !

-----------------------------------

علی اصغر اقتداری ::

وقتت به سررسید ، اضـــافی شدی تو هم ،

رد از هـــــــــزار روزن و صافی شدی تو هم !

فصل بگم بگم به ســــــــــــــر آمد عزیز دل ،

مشمول حکم بس کن وکافی شدی تو هم،

رویین نبود قــــــــامت اسفندیار تــــــــــــــو ،

استاد کـــــــــــــار تیغ تلافی شدی تو هم !

مرده ست اقتصـــــــــــاد به دست مبارکت ،

هــــــر بار گَرم ِ فلسفه بافی شدی تو هم !

می خواستم تو را بستایم به شعــــر خود ،

دیدم دچار تنگ قـــــــــوافی شدی تو هم !

خوش می روی و خــاطر ما جمع می شود ،

وقتت به سر رسید، اضــافی شدی تو هم !


کی میدونه چی پیش میاد ؟
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٩   کلمات کلیدی: امتحان میان ترم خرکی!

نطق پیش از دستور :: مدیرعامل سازمان آرامستان‌های شهرداری قزوین گفت: طبق برنامه ریزی صورت گرفته، به زودی طرح بازدید و زیارت مجازی از سطح آرامستان‌های شهر محقق شده و فروش قبور از سال جاری نیز به صورت اینترنتی و از طریق دفاتر پیشخوان دولت صورت می‌گیرد. 

این بخشی از خبر مندرج در سایت آفتاب مورخه 28 خرداد 92 است ، ما هم ضمن تشکر به نمایندگی از همه اموات محترم و محترمه ، و فقط به جهت انبساط خاطر عزیزان  ، بخشی از خبرهایی که  در آینده در جراید و سایتهای خبر رسانی خواهید خواند منعکس کرده ،  و تقاضا داریم مریدان نیز (به عنوان امتحان میان ترم خرکی ) در تولید اخبار جدید همکاری نمایند !

فاتحه نیوز ، 28 خرداد 93 :: فرمانده ارتش سایبری اعلام کرد ، اخیراً سرویسهای اطلاعاتی آمریکا ، انگلیس و اسرائیل جنایتکار  ویروسی طراحی کرده اند که فاتحه هموطنان مومن را سرقت نموده و به حساب مرحوم رونالد ریگان ، مارگارت تاچر ، و اریل شارون واریز میکنند ، بدینوسیله از کاربران عزیز خواهش میشود فقط از طریق درگاه Alfatehe.ir  زیارت نمایند و درصورتی که متوجه مورد مشکوکی شدند یکصد بار به اینتلیجت سرویس و موساد وسیا لعنت ارسال کنند!

اموات نیوز ، 28 خرداد 94 :: مدیر عامل پیشخوان اموات دولت اعلام کرد ، چنانچه قبلاً نیز اعلام شده حضور شخص متوفی به همراه اصل شناسنامه باطل نشده و کارت ملی جهت  خرید قبر از دفاتر پیشخوان  الزامی است ، وی در پاسخ به خبرنگار ما که پرسید ، آخه چه جوری میشه که اینجوری بشه ؟ فقط یک کلمه گفت ::"فوتینا" ......اموات عزیز میتوانند  تصویر ویدئویی این مصاحبه را از  لینک Amvat.ir مشاهده فرمایند !

مرده خور نیوز ، 28 خرداد 95 :: اخیراً مشاهده شده است عده ای از بنگاههای معاملات قبور اصفهان ، با سودجویی (مرده خوری زمون شاه) یک قبر را همزمان به تعداد زیادی از اموات اجاره داده ، و باعث بروز مشکلاتی برای اموات عزیز شده اند ، از هموطنان محترم تقاضا دارد قبل از انجام معامله به سایت Mordekhornews.ir مراجعه کرده و از اصالت قبر مورد معامله ، و از اینکه قبلاً مرده ای در آن نخوابیده مطلع شوند  ، تا خدای نکرده میت  روی دستشان باد نکند !

نطق بعد از دستور :: اسامی سایتهای اعلام شده مشمول قانون حق مالکیت معنوی است ، و ثبت آنها در آینده ممنوع است !

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


بی تاثیر نبود !
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٦   کلمات کلیدی: تقویم تاریخ !

خارج از دستور :: آخرین سروده علیرضا سپاهی نازنین ، صاحب وبلاگ اتفاقاً ما 

درهمین حــــالی که  لب از تشنگی لبریز دارم ،

سینه ای سرشار  احساسی  غرور آمیز دارم  !

 گرچه  گـــاهی ناامیدم سخت  از ایام  ، اکنون ،

درنهان شادم  که  فرداهای  شـــــور انگیز دارم !

 درهمین حـــال عبور از خشکسالی‌های هایل ،

نقشه ها  درباره ی این خـــاک  حاصلخیز دارم !

صبح فردا طرح زیبایی  بـــــــــــرای  باغی ازگل ،

 فکر   زیباتر   برای   رونق  جـــــــــــــالیز   دارم !  

 گفت وگویی گرم و روشن برسر ختم زمستان ،

نقشه ای  در باب   حـــل  مشکل   پاییز  دارم !

مـــــــردمان  سرزمینم   ،  دوستان   راستینم ،

از شمـــــا هم ، دربرابر، خواهشی ناچیز دارم !

 آنچه می خواهید با من،درمقابل از شمـا، من،

تا بهــــــــــــــاران ، انتظار  بارشی  یکریز دارم !!

یعنی همین امروز صبح رفتیم یک شانه تخم مرغ خریدیم 7500 تومان ، یعنی هر دانه 250 تومان ناقابل ، بعدش رفتیم یک شانه هلو خریدیم شش هزار تومان ، بیست تا هلو توش بود ، دونه ای 300 تومان ، یعنی ما اصلاً کاری  به نقش خروس در تولید تخم مرغ نداریم ، اما خدایی فکر کن ، واسه هر کدوم از اون تخم ها مرغ بیچاره چه درد و فشاری را تحمل میکنه ، حالا این درسته که قیمت یک عدد هلو از قیمت یک عدد تخم مرغ بیشتر باشه ، نه خدایی چرا حق این مرغها این جوری ضایع میشه!  

یعنی دیروز صبح بیرون شهر بودیم ، این رادیو اصفهان  را روشن کردیم تا اخبار انتخابات رو پی گیری کنیم ،شونصد بار گفت استاندار ساعت 10 اومد صندق 146 رای خود را داخل صندق انداخت ، حالا یکی نیست بپرسه این چه نوع خبر رسانیه؟ حالا مثلاً اگه ایشون صندوق 145 میرفتن فرقی میکرد ، یا اگه ساعت 11 میرفتن آسمون به زمین میومد ، یا مگه بقیه مردم رای خودشون رو بیرون صندوق انداختن که اینقدر تکرار میکنی؟ ، حالا هی بگو چرا مردم بی بی سی گوش میکنند !

یعنی بالاخره شیخ ما به ثمر نشست و جناب دکتر حسن روحانی انتخاب شد ، خدایی خیلی خطرناک بود ، اگه پونصد هزار رای کمتر داشت انتخابات می افتاد مرحله دوم و معلوم نبود چی میشه ، و صد البته این انتخابات بجز رئیس جمهور منتخب دو برنده بزرگ داشت ، یعنی آقایان خاتمی و هاشمی، ...... البته گفته باشیم ، این عارف هم بی تاثیر نبود ها!

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !    


چه میکنه این حسن !
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٢   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: ما همه چیزمان ، با همه چیزمان به هم می آید ، مثلآً همه دنیا رای میدهند که کسی که دوست دارند رئیس جمهور بشه ، ما رای میدیم که کسی که دوست نداریم رئیس جمهور نشه ، یا مثلاً همه جا رای میدن که اوضاع بهتر بشه ، ما رای میدیم که اوضاع از این که هست بدتر نشه ، .....خلاصه اینکه اوضاع عجیبی است ، شیخ ما اهل سیاست نیست ، ولی به دلیل استفتاء مریدان ، دیدگاه حضرت شیخ به سمع و نظرتان چپانده میشود ؛ .....پس بخوانید با تشکر فراوان از سروران شیخ  ، علی اصغر اقتداری عزیز ، و علی اصغر نجفی نازنین  ، که در سرایش این غزلواره  طنز کمک کرده اند!

از شما پنهان چــــــــرا ؟ ، یک بار دیگر میدهم ،

داده ام ده بــــــــــار ، پس این بار بهتر میدهم !

اصفهان بودم اگر در اصفهان ، اما ، اگـــــــــــــر ،

عازم ِ کاشان شدم نزدیک قمصــــــــــر میدهم !

در زمین بودم اگر  ، همچون شمـــا روی زمین ،

در فضا رفتم اگـــــــــــــــــر ، در دُبٌ اکبر میدهم ! 

سهم اهل دیلمان را میدهم در مــــــــــــاه دی ،

سهم آذربایجان را مــــــــــــــــــــــاه آذر میدهم !

موجهای طعنه بر جانم اگــــــــــــــر جاری شود ،

در دل دریای خون گردم شنــــــــــــاور ، میدهم !

 شیخ مـــا فرمود :: عَرضَم با درازای شماست ،

 هر چه هــــر کس داده من صدها برابر میدهم !

زن برای این پســــــــــــــرهای عزب دارم ، بدو ،

هر چه دختر مانده بی شوهر ، شوهر میدهم !

باز هَــــــــم کولاک و محشر میکنم با رأی خود ،

کفتر اقبــــــــــــــــــــال خود را در هوا پَر میدهم ! 

تا شــــــــــــــود اصلاح روز و روزگارم ، لاجــــرم ،

مــــــــن به  آن روحانی ِ محراب و منبر میدهم !

چار سال پیش یادت هست؟ خیلی سخت بود ،

هـــــــــی نگو این بار ، از آن بار ، کمتر میدهم ! 

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


رازهای زندگی شیرین مشترک !
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٠   کلمات کلیدی: طنز چیست ، طناز کیست؟

نطق پیش از دستور ::  آقایان در زندگی مشترک با سئوالاتی از سوی همسرشان روبرو میشوند ، که اگر پاسخ استاندارد آن را به درستی ندانند ، حسابشان با کرام الکاتبین خواهد بود .

درس اول :: من رو چقدر دوست داری ؟

خوب این سئوالی است که هر چند روز یکبار خانمها می پرسند ، جواب استاندارد آن فقط یک جمله است :: " قَد تموم ستاره ها " ، دقت کنید اگر همسر دلبندتان هزار بار نیز این سئوال را بپرسد ، جواب همان است که گفتیم ، از پاسخهایی نظیر ، به اندازه مامان جونم ، به اندازه خواهر خوشگلم ، به اندازه ماه شب چارده ، به اندازه زن اولم ، ..... و موارد مشابه به شدت پرهیز کنید که حسابتان با کرام الکاتبین است!

درس دوم :: اگه من مریض بشم چیکار میکنی ؟

خوب این سئوالی است که خانمها ممکن است حتی زمانی که کاملاً در صحت و سلامت هستند از شما بپرسند ،  جواب استاندارد آن فقط یک جمله است :: " یکی از کلیه هایم را میفروشم و خرج درمانت خواهم کرد !" ،  دقت کنید هیچگاه زیاده روی نکنید ، فروش دو کلیه نشان دهنده خالی بندی شماست ، همچنین اگر از فروش سایر اعضا و جوارح نظیر قلب ، ریه ، طحال ، بیضه ....و نظایر آن استفاده کنید حسابتان با کرام الکاتبین است!

درس سوم :: من زیباترم یا آنجلینا جولی ؟ 

خونسردی خود را حفظ کنید ، خانمها گاهی برای آنکه میزان علاقه شما را به خود بسنجند از این سئوالات می پرسند ، جواب استاندارد آن فقط یک جمله است :: "آنجلینا جولی دیگه کدوم خریه ؟" ،  دقت کنید اگر این سئوال را با جوابی تشریحی پاسخ دهید حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود ، اگر به جای "آنجلینا جولی " از شخص دیگری نام برده شد ، شما هم همان اسم را به کار برید ، لیکن به جای خر از هیچ حیوان دیگری استفاده نکنید !

درس چهارم :: من رو بیشتر دوست داری یا مامانت رو ؟ 

خانمها گاهی دست به مقایسه می زنند ، جواب استاندارد این سئوال فقط یک جمله است :: "خوب معلومه عزیزم تو رو !" ، .... دقت کنید اگر مامان جانتان در محل حضور دارد هیچ جوابی ندهید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود ،  در این صورت از روش یابو آب دادن استفاده کنید ، به این شکل که محکم ماتحتتان را به زمین بکوبید و وانمود کنید که آنجایتان زخم شده است ، تا همسرتان سوال را فراموش کرده و حواسش به جایی دیگر معطوف شود !

درس پنجم :: اگه من بمیرم چیکار میکنی ؟

به ندرت خانمها از این کارها میکنند ، ولی ما احتیاطاً عرض میکنیم ، جواب استاندارد این سئوال فقط یک جمله است :: "من اون روز زنده نیستم که این خبر رو بشنوم !" ، .... دقت کنید ، برای اینکه پاسختان اثر بخش باشد میتوانید یک پیاز بزرگ پوست بکَنید ، از پاسخهایی نظیر ، نترس خانمها تا ما رو نکُشند هیچ چیزیشون نمیشه ، یا حالا کو تا اون موقع ، یا بادمجون بم آفت نداره پرهیز کنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود!

درس ششم :: من بَرات میمیرم ، تو چطور ؟

خونسردی خود را حفظ کنید ، موضوع جدی نیست ، این فقط  یک تعارف است و جواب استاندارد آن این است که یک چیزی روی تعارف بگذارید و به وی باز گردانید ، مثلا :: "من اول برات میمیرم ، بعد ریز ریز میشم !" ، .... دقت کنید ، اگر چیزی به آن اضافه نکنید ، یا از جوابهایی نظیر من هم برات میمیرم ، برو بابا حالت خوشه ، ماشالا ، ایشالا ، .....و موارد مشابه استفاده کنید حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود!

درس هفتم :: تا حالا هیچوقت عاشق شدی ؟

خونسردی خود را حفظ کنید ، تازه عروسان گاهی چنین سئوالی می کنند ، دقت کنید اگرچه دروغ در ارائه آمار تورم واجب کفایی است ، ولی در این مورد خاص واجب موکد است ، جواب استاندارد این پرسش یک جمله است "عزیزم ، تو اولین و آخرین عشق من هستی !"  ، دقت کنید از جوابهایی نظیر برو بابا حال نداری ، و یا گشنگی نخوردی که عاشقی یادت بره ، .....و موارد مشابه پرهیز کنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود!

درس هشتم :: وقتی منو تو خواستگاری دیدی چه حالی داشتی؟

به اعصاب خود مسلط باشید ، خانمها عاشق مرور خاطرات شیرین گذشته اند ، جواب استاندارد این پرسش یک جمله است :: "عزیزم ، فلبم به طپش افتاده بود !" ، دقت کنید از طپش جاهای دیگر ، نظیر لرزش ماتحت از مشاهده هیبت پدر زن ، و یا تالاپ تولوپ قلبتان از وحشت مادر زن ، و یا میزان مهریه و .....موارد مشابه صحبت نکنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود ، به یاد داشته باشید هر گونه توضیح اضافی خطرات جانی درپی دارد!

درس نهم :: تا حالا به من دروغ گفتی ؟

راحت باشید ، فکر کنید قصد اعلام نرخ تورم را دارید ، اگر راستگو هستید که بی خیال ، اگه دروغگو هستید که یه دروغ دیگه هم روش ! ابروان خود را گره کنید و طوری که ماتحتتان مرتعش شود با قاطعیت بگویید :: "دروغ ؟؟....هرگز!!" ، ....مواظب باشید ، اگر اشتباهاً اعضا و جواحی که قرار بود یکی گره شود ، و دیگری مرتعش شود عوض شود حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود  .... خطرناکه حسن !  

درس دهم :: حاضری سند خونه رو به اسم من بزنی !

نگرانی شما را درک میکنیم ، در هر صورت حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود ، از دست دادن شریک زندگی ، یا پس انداز یک عمر کار شما را تهدید میکند! ، این پرسش هیچ گونه پاسخ استانداردی ندارد ، دستانتان را زیر چانه بگذارید، چروکهای پیشانی را را در هم کشید ، و به شکاف تَرَک روی دیوار خیره شوید و هیچ مگویید و در همان حال منزل را تَرک کنید ! .....، مواظب باشید دستانتان را کجا میگذارید ، کجایتان را در هم میکشید ، و به کدامین تَرَک خیره میشوید!

نقل از کشکول شیخ نهایی

نطق بعد از دستور  ، از الوین تافلر ، به نقل از وبلاگ رویای عشق::بی سوادان قرن بیست و یک کسانی نیستند که نمیتوانند بخوانند و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمیتوانند آموخنه های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند ....!


خیلی خطرناکه حسن !
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۳/۱٩   کلمات کلیدی: تحفه ارسالی مریدان !

خارج از دستور ، نمیدانم سراینده اش کیست !

عشق من عاری از روشنایی است // تا بلندای احساس گلهاست !

از شب و غربتش می هراسد // روح این عشق از جنس میناست !

میتوانی به عشقم بخندی // میتوانی بگویی فریب است !

میتوانی بفهمی غمم را // بی تفاوت بگویی عجیب است !

زیر لب خشمگین می خروشی // کاش می دیدمش بار دیگر !

اشک میریزی آهسته ، افسوس // نیست امکان دیدار دیگر ! 


نطق پیش از دستور :: آفرین بر جمع مریدان ، چنان زیبا بود اشعار ارسالی از اقتداری عزیز ، سپاهی عزیز ، کوروش و شیدا و امید و به ویژه مسعود شادمهر عزیز ، که حیفمان آمد آنها را روانه زباله دان تاریخ نمائیم ، پس بخوانید و اسراف نکنید ! 

آفرین بر شیخ مــــــــــــا ، پیداست بی باکه حسن ،

گاهگاهی نوحه خــــــوان ، خواننده ی راکه حسن !

دوش می فرمود در میخانه پیــــــــــــــر می فروش ،

مرحبــــــــــا ، زبر و زرنگ و چست و چالاکه حسن !

آن حســــــــــــــــن ظرفیتی دارد ، ندارد این یکی ، 

این یکی خاکیست ، آن در اوج افلاکه حســـــــــن !

این حســــن گویا  فقط در بند شعر و شاعریست ،

مــــــــرد میدان سیاست نیست ، شکاکه حسن !

آن حسن خوش تیپ و اطوار است ، اِندِ گفتمان ،

سخت حـــــــرٌاف است ، چون دلال املاکه حسن !

آن یکی گهگاه چپ چپ میکشد ، گاهی به راست،

چون مسیر جاده ی چــــــــالوس ، زیگزاکه حسن !

من چه میدانم از این هشتا کدامش بهتــر است ؟

اِدعٌا دارد یکی شان دست و دل پاکه حســــــــن !

اندک اندک خیل مهرویان و مستان مــــــی رسند ،

چشم خود درویش کن ، خیلی هوس ناکه حسن !

پیشگیری کن که از درمــــان بسی آسانتر است ،

ماجـــــــــــرای جرم دندان ، نقش مسواکه حسن !

حافظــــــــــا پیدا کن از اینها کدامین اصلح است ،

از ردیف شیخ مــــــــــــا پیداست ، پژواکه حسن !

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


سرد و کولاکه حسن !
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۳/۱٢   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

خارج از دستور :: از استاد علی اصغر اقتداری 

با آن که سخت دل نگرانید درقفس // هر گز مباد! لال بمانید در قفس!

با آن زبان سرخ که فریاد  می زدید //شعری به رنگ بال بخوانید در قفس!

حتی مدام پیرهن خشم خویش را // در پیش شحنه ها بدرانید درقفس!

آنان به اشک های شما بسته اند امید //پس این زلال را نچکانید در قفس!

رنگین کنید چهره ی خودرا به خون دل// شایسته نیست زرد بمانید در قفس!

با آن که بال فکر شما را بریده اند // باز این پرنده را بپرانید در قفس!

باید به روشنی به رهایی دخیل بست // باید امید را بدوانید در قفس!

نطق پیش از دستور :: قبول حسن جان ، دشمن در کمینه ، ما باید بایستیم ، ما نباید بنشینیم ، اما حسن جان ، اولاً اینها که گفتی قبول ، به روی چشم ، ثانیاً حالا یه جوونکی یه عکس از سران فتنه ، یا تَهان فتنه تو وبلاگش زد ، مگه آسمون به زمین میاد! ..... بی خیال  ، با این اطوار اینترنت سرگیجه گرفتم ، دلم به نوشتن نمیره ، این حسن که تو گوشش نمیره ، شما گوش کن !

هــــر چه میگویم همه ســـــــــــر بسته و آکه حسن ،

ماجرای "درد سر" ، "ســــر گیجه" ، هیچکاکه حسن !

"تلخ و شیرین" را که یادت هست ؟ طعم زندگیست ،

گـــــاه شیرین چون عسل ، گاهی چو تریاکه حسن ! 

تِک تِک ساعت چه می گوید ،حسن جان  گوش کن ،

آفـــرین ، صد بارکُ الله ، چیست ؟  تیک تاکه حسن !

مــــــــن گمانم مست و لایعقل شدی  ، کمتر بنوش ،

آب می نوشی مگـــر بزغــــــــــــاله؟  کُنیاکه حسن !

منفجر خواهی شد آخَـــــــــــر  عاقبت  ، کمتر بخور ،

آنکه پـــُــــــــــــــــــر گردد لَبالَب بشکه و باکه حسن !

بی پدر مـــــــــــــادر ، نگفتم  از سیاست دور باش ؟

باز گفتم ،  خَـــــــر نَشی ، خیلی خطرناکه حسن !

قاه قاهِ خنده بر هــــــــــــــــر درد بی درمان دواست ،

کور خواهد شـــــــد دو چشمانی که نمناکه حسن ! 

باز کن پیچ دو ابـــــــــــــــــرو را  حسن ، آزاده باش ،

زود می میرد هــــــر آن  کس که غضب ناکه حسن !

الغـــــــــــــــــــرض ، رژهای لبهاتو به اونجاهام نَمال ،

اون که مالیدی به  لَبهام  ظاهــــــــــــراً لاکه حسن !

این حسن ، با آن حسن ربطی ندارد ، مــــــرگ تو ،

سود سوز آور جـَـــــــــــــزای خار و خاشاکه حسن !

شعــــــــــرهای تازه میگوید همیشه شیخ مـــــــــا ،

شعر شیخ مــــــــــــا همیشه داغ ، کولاکه حسن !

نطق بعد از دستور :: "درد سر" و "سر گیجه" از شاهکارهای گارگردان نامی سینما "آلفرد هیچکاک" و "تلخ و شیرین" نام سریالی است که قبل از انقلاب از تلویزیون پخش میشد!


ما ، اسمال کله خر ، و جیمز باند! (10)
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۳/۱۱   کلمات کلیدی: ماجراهای اسمال کله خر!

نطق پیش از دستور ، از کرامات شیخ ما :: "مغز خر" با "دل شیر" ناسازگار است ، وجود این دو ، به همراه هم ، در آدمی ، چون سمی مهلک است ، که میتواند میلیونها نفر را هلاک نماید!

بیا که حضرت شیخ بی اسمال کله خر شد ، بیا که صفورا بی شوهر شد ، .....این جملاتی بود که صبح اول وقت از زبان صفورا خانم آن سوی گوشی شنیده میشد ، نفهمیدم چطور خود را با چشمان خواب آلود به بیمارستان رساندم ، نفهمیدم چطوری بهترین جراحان شهر را بر بالین اسمال کله پز حاضر کردم ، و بالاخره ماجرا به خیر و خوشی گذشت ، اسمال به سلامت جان به در برد ، اما نمیدانم چرا هیچوقت مایل نبود ماجرای آن روز را بی کم و کاست برایم تعریف کند!

راستش آن حس جیمز باندی حضرت شیخ شدیداً در و جودمان زنده شده بود ، آن طور که اسمال کله خر تعریف میکرد ، آن روز صبح دزدی مسلح قصد دستبرد زدن به دخل پر از اسکناس کله پزی را داشته ، حق هم داشته خدایی ، چون بانک ملی هم صبح اول وقت اینقدر موجودی نداره ، خلاصه از اسمال مقاومت ، و از دزد نابکار اصرار ، عاقبت هم با شلیک یه گلوله به سر اسمال کله پز ماجرا جنایی میشه!

اما یه جای کار اشکال داشت ، اگر گلوله از طرف دزد شلیک شده باشه ، باید به پیشانی ، یا بناگوش ، یا حداکثر به پشت سر اصابت کرده باشه ، ولی سوراخی که روی سر اسمال کله پز ایجاد شده بود دقیقاً وسط فرق سر اون حفره ای ایجاد کرده بود ، مثل اینکه گلوله از آسمان شلیک شده باشه!  ، این شد که مثل جیمز باند به دنبال اصل ماجرا بودم ، بالاخره هم با تحقیق از یکی از مشتریان پر و پا قرص کله پزی ماجرا برایم روشن شد ، آنروز صبح دیگ کله پزی با اینکه عده زیادی صف کشده بودند خالی میشه ، اسمال کله پز هم به خانمی که سر صف بوده میگه :: تمومه ، ایشالا فردا صبح ، ولی بعد از اون به یکی دو تا از آقایون بعد از اون خانوم کله پاچه میده!

جان کلام اینکه اون خانم اعتراض میکنه ، و اسمال کله خر هم بهش میگه :: تو کله شوهرت رو میخوری کافیه! ، و این میشه که اون خانم هم عصبانی میشه و  کفش پاشنه بلندش رو در میاره ، و با اون یه ضربه شدید به فرق سر اسمال میکوبه ، و البته بقیه ماجرا ، و البته این تحقیقات میدانی حضرت شیخ باعث میشه از چهار سال پیش که این اتفاق افتاده ، اسمال کله خر از ترس اینکه اصل ماجرا رو برای صفورا تعریف کنیم ، پولی از ما نمیگیره ، و شیخ و مریدان کله پاچه مفت نوش جان میکنند!

نطق بعد از دستور ، عاشقانه خرکی ، شوخی با حضرت خیام::

هر چند خوش آب و رنگ و بویی ، گل ِ من ، 

افسوس ، کمــی خنگ و بَبویی ، گل ِ من !

یک بار چه میشود ، تــــــــــو بلبل باشی ؟

من ناز کنم ، تــو هم بگویی:: " گل ِ من" !

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


هشت سال بعد ، در چنین روزی !
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/۸   کلمات کلیدی: تقویم تاریخ ! ،امتحان میان ترم خرکی!

خارج از دستور :: این مطلب فقط طنز است .....و دیگر هیچ !

نطق پیش از دستور :: واقعاً کسی تو خواب هم نمی دید ، کسانی که هشت سال پیش به هاشمی این همه بد و بیراه میگفتند ، امروز بشوند طرفدار دو آتیشه ایشان ، و هکذا کسانی که روزی شعار میدادند "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" ، حالا خودشان بشوند منتقد هاشمی ، این یعنی اینکه هر هشت سال یکبار تو ایران همه چی کمپلت سرو ته میشه!

ما هم در همین راستا (دقت کنید فقط در همین راستا) پیش بینی میکنیم که همین اتفاق هشت سال دیگر در مورد "رئیس جمهور عزیزمان آقای دکتر احمدی نژاد" تکرار شود ، پس بخوانید خبرهای مربوط به سایتها و جراید را در خرداد ماه 1400 ، و اسراف نکنید !

خبر انلاین :: در ساعات اولیه بعد از نامزدی احمدی نژاد سکه نصف شد !

سایت هاشمی :: با آمدن احمدی نژاد  نیازی به حضور من نیست!

حسن روحانی  :: ما باید به دوران طلایی احمدی نژاد برگردیم !

خطیب نماز جمعه علی آباد کتول :: به کسانی رای ندهید که پژو 405 دارند!

سعید مرتضوی :: همه کسانی که به من علاقه دارند از خاتمی حمایت کنند!

سایت محمد خاتمی :: قبلاً هم گفتم ، یا من می آیم یا احمدی نژاد !

کیهان :: دوستداران سابق احمدی نژاد باید توبه کنند !

یک سایت نرم :: مشایی باید احمدی نژاد را از خود دور کند !

احمدی نژاد :: آب  رو نریزید اونجایی که میسوزه ، حیفه!

وبلاگ شیخ نهایی ، شوخی با حضرت خیام::

من نیک ندانم که مــــرا آنکه سرشت  // بر بخت بد اقبال و سیاهم چه نوشت ،

بنوشت به پیشـانی ام از روز نخست  // دوشید ورا ، چه در جهنم چه بهشت !

نطق بعد از دستور ، امتحان میان ترم ::مریدان نیز ، بدور از توهین و چاپلوسی عناوین جدید را پیشنهاد دهند ، بدیهی است جملات برگزیده به نام آنها همینجا منتشر خواهد شد!

بر جمیع مریدان ، و مرید بانوان واجب شد به لینک زیر مراجعه کنند ، و در لیست انتخاب وبلاگهای برتر پرشین بلاگ به شیخ ما و سایر وبلاگهایی که می پسندند، رای دهند ، نیست انتخاباته!

http://vote.persianweblog.com/


موتور محرکه جامعه را روشن کن!
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۳/٥   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

خارج از دستور :: این مطلب فقط طنز است .....و دیگر هیچ !

نطق پیش از دستور :: اصولاَ ما فراوان به همه مواضع حضرت شیخ فشار آوردیم تا بالاخره کشف کنیم موتور محرک جامعه چیست؟ ،  حتی یک بار خودمان در صفحه جستجوی گوگل "موتور محرکه جامعه" را تایپ کردیم و دکمه اینتر را زدیم ، و  تمام حدود یک میلیارد نتیجه را خواندیم و نتوانستیم چیزی بفهمیم ،  این هم نمونه عناوین نمایش داده شده ::

سایت هواداران محسن رضایی :: امید به آینده موتور محرکه جامعه است!

رئیس دانشگاه کاشان :: کار آفرینی موتور محرکه جامعه است !

خبرگزاری ایمنا :: نو آوری لازمه توسعه اقتصادی و موتور محرکه جامعه است!

سیاست روز ::فرهنگ عمومی قشر مستضعف موتور محرکه جامعه اسلامی است!

سپیدار آنلاین :: نسل جوان کشور موتور محرک جامعه است !

یک وبلاگ نویس نزدیک به شیخ :: تشویق موتور محرک جامعه است! 

بگذریم ، از آنجا که موتور محرکه جامعه تشویق است ، ما هم تصمیم گرفتیم موتور محرکه خودمان را به راه اندازیم و مریدان را به جهت راه اندازی موتور محرکه جامعه تشویق کنیم ، پس بخوانید و اسراف نکنید!

1- از آنجا که اقشار مستضعف  که بیشتر به کارآفرینی در صنایع دستی نظیر قالیبافی مشغولند موتور محرکه جامعه هستند ، به کسی رای دهید که موتورمان را روشن کند!

2- بدون شک توصیه به رهنمودهای علمای جلیلی القدر (آن "ی" اضافه نیست) موتور محرکه جامعه است ، پس رمز سعادت جامعه در همان است که گفتیم!

3- توجه به عرفان ناب ایرانی اسلامی موتور محرکه جامعه است ، پس به کسی رای دهید که اهل عارف (همان عرفان) باشد و موتورمان را روشن کند!

4- موتور محرکه جامعه اسلامی تمسک به ولایت است ، باور کنید هست ، پس در هرگونه تصمیم گیری برای خود شخصیتهای  ولایتی را فراموش نکنید !

5- روحانیت رمز ماندگاری و موتور محرکه فرهنگ و سیاست و اقتصاد و هکذا ، در جامعه است ، موتور محرکه جامعه بدون روحانی خاموش است!

6- صداقت و راستگویی موتور محرکه جامعه است ، باید امور کشور را به دست کسانی داد که از هرگونه غرض ورزی بدور بوده و خودشان غرضی باشند!

7- بدون شک موتور محرکه جامعه حداد عادل است ، بیخود به شیخ ما گیر ندهید که این چه موتور محرکه ای است ، برین رای بدین!

8- از آنجا که امید به آینده موتور محرکه جامعه است ، به یک رضایی رای دهید که این موتور محرکه را کشف کرده و به آن اعتقاد داشته باشد!

هر کی مطلب بعدی رو نخونه ، موتورش خاموش بشه ایشالا!   


ما ، اسمال کله خر ، و ماکس وبر! (9)
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۳/٤   کلمات کلیدی: ماجراهای اسمال کله خر!

نطق پیش از دستور ، از عبید زاکانی :: مردی خر گم کرده بود. گرد شهر می‌گشت و شکر می‌گفت ، گفتند : چرا شکر می‌کنی. گفت: از بهر آن که من بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهار روز بودی که گم شده بودمی.

"حضرت شیخ نهایی ؟" ، چنان این جمله را پشت تلفن ادا کرد که تمام مواضع شیخ لرزید ، صدای ظریف ، لطیف ، طناز و در عین حال رسای دختر خانم خود گواه بود که شیخ ما افتخار هم صحبتی با چه لعبتی را پیدا کرده ، کلمه ای ناشی از تعجب و تایید ادا کردیم ، گفت :: "از کمپین انتخاباتی پروفسور اسماعیل کلانی تماس میگیرم ، استاد شخصاً حضرتعالی را جهت مشارکت در کمیته ی نخبگان در کمپین خود برگزیده اند ، اگر ممکن است آدرس بدهید تا دعوت نامه رسمی خدمتتان ارسال شود" ، ......هر چه به مغز معیوب شیخ فشار آوردیم جناب پرفسور را به جا نیاوردیم ، اما مقاومت در مقابل آن "حضرتعالی!" سرشار از ناز و عشوه بیهوده بود ، دل به دریا زدیم و آدرس دادیم!

روز بعد دعوتنامه با پست اکسپرس رسید ، پرفسور کلانی کاندید شورای شهر بود ، و از شیخ دعوت کرده بود که تا رسیدن به این هدف متعالی همکاری کند ، البته این همکاری بدون پاداش معنوی هم نبود ، یک پاکت اختصاصی که درون آن یک میلیون تومان تراول تا نخورده بود ، و وعده ی یک دستگاه خودرو مزدای  ناقابل ، که شیخ به خواب هم ندیده بود!

بانوی شیخ ما را از عواقب این همکاری اندرز داد ، اما ما آن را به حساب حساسیت بر ازدست رفتن دل و دین شیخ گذاشتیم ، باز دل به دریا زدیم و صبح اول وقت روز بعد ، کت و شلوار عید پوشیدیم ، و به هر ضرب و زوری بود کراواتی به بیخ گلو آویختیم و به سرعت خود را به قرارگاه رساندیم ، ساختمانی مجلل که عکسی بزرگ از پروفسور بر ورودی آن آویخته بود ، و برنامه ها و سوابق استاد به خط درشت ضمیمه آن بود ، فوق دکترای جامعه شناسی از آکسفورد ، همکار "ماکس وبر" جامعه شناس پر آوازه آلمانی ، دارای تحقیقات مفصل در نقش اقشار فرودست در سیاستهای فرادست ، و .....!

هر چه در عکس بیشتر دقیق شدم ، بیشتر به شباهت جناب پروفسور با "اسمال کله خر" پی بردم ، دیدن جوانی با کت و شلوار مشکی و  کلاه شاپو که زنجیری در دست میچرخاند در آن حوالی تردیدم را افزون کرد ، بی اختیار از او پرسیدم :: "این تصویر اسمال کله پز نیست؟" ، ....چشمتان روز بد نبیند چنان کف گرگی نثارمان کرد که دنیا برایمان تیره و تار شد ، فقط گوشهایم می شنید که میگفت :: گوساله ، استاد کلانی به عنوان بخشی از تحقیقات تز دکتری خود مدتی کله پزی داشته اند! ، ....عاقبت استاد را از ترس کف گرگی مجدد بی خیال شدم ، اما نمیدانم چرا از هشت سال پیش تاکنون وقتی اسمال کله خر تماس میگیره بی اختیار اون رو پروفسور کلانی خطاب میکنم!

نطق بعد از دستور :: عاشقانه خرکی ، شوخی با حضرت خیام::

تا کی غم آن خـوری که داری یا نه ؟ // اندیشه کنی که سر به راهی یا نه !

در آینه لختی به پس و پیش نــــگر ! // وآنگاه بــــگو که مـــــال مایی یا نه ؟