دو واحد خریت پیشرفته !

هر کی پیام سیاسی بده از کلاس اخراج میشه !

وقتی همه علی وار رفتار میکنند!
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۳۱   کلمات کلیدی: سخنی جدی در محفل مریدان !

خارج از دستور :: یحتمل حضرت شیخ تا پایان رمضان المبارک در استراحت به سر میبرند ، پس مریدان نگران نباشند! 

نطق پیش از دستور :: امام علی(ع) در نامه 45 نهج البلا غه خطاب به والی خود عثمان ابن حنیف که ظاهرا به فرمایش حضرت خطا کرده ، و دعوت مهمانی اشراف را قبول کرده و موجبات ناراحتی مردم را فراهم کرده می فرماید :: "ای عثمان ابن حنیف ، شنیده ام که تو را به مهمانی خاصی دعوت کرده اند ، و تو شتابان رفته ای و خورش های رنگارنگ خورده ای ، آیا در آن لحظه نمی دانستی که تحت حکومت تو مردمی هستند که حتی یکبار سیری را به یاد ندارند ....ای عثمان ابن حنیف  ، هرکس را مولایی است و من مولای تو هستم ، من در حالی که می توانستم عسل مصفا بخورم به دو قرص نان جو اکتفا کرده ام ، تو نمی توانی مثل من باشی ، اما حداقل حدود حکومت علی را رعایت کن"!

رمضان المبارک ماه امیر مومنان علی (ع) است ، هر بار که خطبه شماره 45 را میخوانم ، خاطراتی دور دست برایم زنده میشود ، مخصوصاً آن جمله ی طلایی :: " تو نمی توانی مثل من باشی" !

سالها پیش که برای اولین و آخرین بار به خواستگاری بانوی شیخ شتافتیم ، پدر عروس خانم چند هزار سکه زر طلب نکرد ، ولی با این که وضعیت مادی رو به راهی داشت شرطی گذاشت که برایم عجیب بود:: "باید بتوانی قبل از عقد ، وام ازدواجی را که به زوجین میپردازند ، برای خود و عیال جداگانه دریافت کنی! ، دویست هزار تومان برای هر کدام " !

راستش برایم عجیب بود این درخواست وام ، آنهم برای کسی که نیازی به آن ندارد ، چه حکمتی دارد این شرط ؟ ، اما هر چه کوشیدم به سختی کار بیشتر پی بردم ، بعدها فهمیدم که هیچ یک از مدیران بانکها برای دریافت چنین وامی نه به پارتی بها میدهند ، نه به رشوه ، نه به زار زدن داماد بیچاره! ، اینجا بود که به حکمت چنین درخواستی پی بردم ، اینجا بود که جملات پدر عیال مربوطه در گوشم طنین انداز شد که :: " گوساله ، مگر نمیدانی زمانی که پای وامی اندک برای جوانی خام در میان است همه علی وار رفتار میکنند؟ ، برایم مهم است ، آیا در جامعه ای که همه چون علی(ع) رفتار میکنند میتوانی الاغ شیخ را از پل بگذرانی یا خیر؟"!

سالها بعد ، زمانی که از روی جهالت شرکتی با دوستان تاسیس کردم ، که در سال اول دویست هزار تومان هم درآمد نداشت ، و مامور دارایی برگه مالیات دویست هزار تومانی را به دستانم داد ، و حقیر سراپا تقصیر برای بخشیدن آن پیشنهاد شیرینی بیست هزار تومانی را به مامور دادم ، سر و کارم را کِشاند به حراست دارایی ، آنجا مامور حراست جمله ای گفت که هنوز برایم تازه است:: "گوساله ، آیا نمیدانی زمانی که پای حق و حساب بیست هزار تومانی در میان است همه علی وار رفتار میکنند؟"!

سالها بعد ، در شرکتی بزرگ مشغول کار شدم ، یک بار سر و کارم با یکی از مدیران ارشد افتاد ، برای نوشتن یک شماره تلفن شخصی ، بپا خاست ، بی توجه به لوازم التحریر رنگارنگ روی میز ، از جیب کُتی که آویزان بود مدادی در آورد ، و تکه ای کاغذ ، و شماره تلفن را روی آن نوشت و به دستم داد ، ......برایم عجیب بود ، وقتی دلیل آن را از منشی رئیس پرسیدم گفت :: "گوساله ، مگر نمیدانی زمانیکه پای نوشتن شماره تلفن در میان است ، جناب مدیر علی وار رفتار میکنند ، مگر داستان علی (ع) ، و عقیل ، و شمع بیت المال را نشنیده ای!"....آری چه نیکو گفت امیر مومنان:: " تو نمی توانی چون من باشی!"

نطق بعد از دستور ، از وبلاگ "یادداشتهای یک معلم" :: چرچیل (نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود وبه دفتر بی بی سی برای مصاحبه می رفت هنگامی که به آنجا رسید به راننده گفت: آقا تا نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم ، راننده گفت: نه آقا من می خواهم زود به خانه برگردم تا سخنرانی چرچیل را گوش کنم .......چرچیل از علاقه راننده به خودش خوشحال شد و به راننده یک اسکناس درشت داد ، راننده با دیدن اسکناس گفت:: گور بابای چرچیل ، اگر بخواهید تا صبح هم اینجا منتظر می مانم.

بخون ، زار بزن !


بدون شرح !
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٤/۳٠   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

=====================

=====================


مستی به شکستن سبویی بند است !
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٤/٢٤   کلمات کلیدی: خداوندگاران طنز و ادب پارسی!

از سعید بیابانکی عزیز

مستی به شکستن سبویی بنــــــــد است ،

هستی به بـــــــــــــــریدن گلویی بند است !

گیسو مفشان ،توبه ی مـــــــــــــا را مشکن ،

چون توبه ی عاشقــان به مویی بند است ..!

------------

از غیر تو بی نیاز کردند مـــَــــــــرا ،

با عشق تو هم تراز کردند مـــــرا !

تا فاش شود فقط تو در قلب منی ،

جراحی قلب باز کردند مــــــرا ....!

------------

خورده است ولی غیر ارادی خورده است ،

از شدت غم ز فـــرط شادی خورده است !

افتــــــــاده زمین و بر نمی خیزد ......وای ،

این تاک گمان کنم زیادی خورده است ...!


خواهر جنیفر لوپز خودمان!
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٤/٢٢   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

نطق پیش از دستور :: عذر خواهی از اشتباهات خوب و پسندیده است ، اما ایکاش به جای عذرخواهی از اشتباهات پیش پا افتاده ، فرهنگ عذرخواهی از اشتباهات بزرگ نظیر فَشَل کردن اقتصاد کشور ، و ......نهادینه شود !

واقعاً آدمی خر کیف میشه از اینکه می بینه فرهنگ پوزش و عذرخواهی در کشور تا این حد جا افتاده است (همان نهادینه شدن زمون شاه) ، البته این را هم بگوییم که در همین جا شیخ ما از استفاده از این اصطلاح "جا افتادگی" پوزش میخواهد ، اما خوب ، جا افتادن هر عادت پسندیده فرهنگی مدیون کسانی است که آن را جا می اندازند! ، میگویید نه ؟ ، این هم سندش!

مثلاً آفتاب نیوز  همین امروز (22 تیر 92) در مطلبی تحت عنوان "عذر خواهی احسان علیخانی از شلوار قرمزش" نوشته :: "شلواری که من پوشیده بودم در اصل بادمجانی رنگ بود، اما در جریان پخش تلویزیونی رنگ‌ها پررنگ‌تر می‌شوند و این اتفاق‌ها رخ می‌دهد.... و سپس اضافه فرموده اند که :: "با وجود این‌که بی‌تقصیر بودم بابت این اتفاق عذرخواهی می‌کنم!"

یا مثلاً همین چند روز پیش ، فرزاد جمشیدی خودمان ، نه تنها فرهنگ عذر خواهی را جا انداخته ، بلکه یک درجه بالاتر رفته و فرهنگ سپاسگزاری را هم جا انداخته ، و در همین جا فرموده ::"از آن‌ها که به فتوای فضای مَجازی ، گناه کردن را برای خود مجاز کردند و با سنگ دروغ، قامتِ غرور دروغین مرا شکستند، تشکر می‌کنم. از آن‌ها که چهره‌ زرد مرا  سرخ کردند تا مزه شیرین شهامت را احساس کنم و برای ماندن در عرصه‌ شهرت، به هر ناکسی، التماس نکنم، تشکر می‌کنم"!

یا اینجا نوشته  (12 تیر 92)  همین خواهر جنیفر لوپز خودمان ، چندی پیش بخاطر شرکت در مراسم جشن تولد "قربانعلی بردی محمداف" رییس جمهوری ترکمنستان ، عذر خواهی کرد!

حالا ما اینها رو واسه چی نوشتیم ؟ ، عرض میکنم.... ، حضرت شیخ ما را مامور فرموده "فرهنگ تشکر کردن" از "فرهنگ عذر خواهی" را جا بندازیم ، ......حالا این رو واسه چی نوشتیم ، واسه اینکه اعلام کنیم تا پای این خواهر جنیفر لوپز وسطه ، شیخ ما راساً همه زحمت این فرهنگ سازی را تقبل میکنه ، مریدان به خود زحمت ندهند!


فرق فوکولنج !
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٤/۱٩   کلمات کلیدی: خاطره های خرکی !

نطق پیش از دستور ، از کرامات شیخ ما :: "شعار" و "شعور" ، از جمله کلماتی هستند ، که اگر چه ریشه مشترک دارند ، اما هیچ قرابتی با هم ندارند ! ..... چه شعری گفته این شیخ !

ای ، یادش به خیر ، ماهواره و تلویزیون و اینترنت که نبود اون روزها ، یه رادیو فکسنی در دسترس بود تو شهرک دارخوئین ، یکی از تفریحات بچه ها این بود که اخبار رادیو عراق رو از وضعیت جبهه های جنگ گوش کنند ، یه گوینده که معلوم نبود ایرانی بود یا عراقی از طرف فرماندهی نیروهای مسلح عراق گزارش میداد ، راستش اون "ح" آخر "مسلح" رو هم طوری میکشید و از بیخ حلق ادا میکرد که همه بچه ها دستشویی لازم میشدند!

تلفات نیروهای مزدور دشمن :: در حمله نیروهای مزدور دشمن به شهر بصره ، در حوالی شلمچه ، 32800 تن کشته و زخمی ، 28200 تن اسیر و 837 تانک و 123 هواپیمای دشمن منهدم شد ، .....تلفات نیروهای خودی :: یک نفر از نیروهای رشید ما ، از ناحیه قوزک پای چپ زخمی شد ، که فوراً پانسمان گشت ، همچنین یک دستگاه خودروی سبک  ما از ناحیه لاستیک عقب پنچر گشت ، که فوراً پنچر گیری شد! .......فرماندهی نیروهای مســــــــلـــح!

البته اگر چه وضع اخبار رادیوی خودی کمی از دشمن بهتر بود ، اما اون هم تعریفی نداشت ، مثلاً هر دو ماه یکبار ، وقتی از خواب بیدار میشدیم ، مارش پیروزی از طریق رادیو ، روی بلندگو در سرتاسر پادگان پخش میشد که :: رزمندگان غیور ما با یک حمله غافلگیرانه به مواضع دشمن بعثی یورش بردند ، و ضمن منهدم کردن لشکر مکانیزه 14 و 17 و 18 عراق ، ارتفاعات کله قندی را تصرف کردند ، و بعد هم دو بیتی از مولانا ، گرم و پر حرارت ، که البته هیچ ربطی به اون ارتفاعات نداشت! 

اصلاً اینکه ما چقدر ارتفاعات کله قندی داشتیم که هر دو ماه یکبار فتح میشد بماند برای بعد ، اصلاً خدا شیخ رو بُکُشه که حرف سیاسی بزنه ، و قصد تشویش اذهان عمومی و خصوصی رو داشته باشه ، اصلاً مرگ بر آمریکای جنایتکار ، و شوروی و فرانسه و انگلیس و بورکینافاسو و صدام یزید کافر و مابقی ، خوب شد ؟

امروز تصادفاً تلویزیون رو روشن کردیم ، خبر مرگ شیخ  ، اخبار گوش کنیم ، میگفت:: (نقل به مضمون ، نمیدونم تلویزیون کجا بود!) جان کَری وزیر امور خارجه آمریکا در نطق تلویزیونی خود از دولت دست نشانده ارتش مصر به صورت همه جانبه حمایت کرد  و به مردم مصر تبریک گفت ، ....سر گئی لاوروف ، وزیر خارجه روسیه نیز ضمن محکوم کردن شدید کودتای ننگین آمریکایی و انگلیسی در مصر ، نسبت به عواقب آن هشدار داد !

ما که شیخ باشیم روسی سرمان نمیشود ، اما به اعتبار شیخ بودن  ، انگلیسی خوب می فهمیم ، هر چه در صحبتهای جان کری که بصورت ملایم در پس زمینه پخش میشد دقت کردیم تنها چیزی که نبود صحبت از مصر بود ! ......اما اصلاً اینها رو واسه چی گفتیم؟ هیچی ، اینکه بابام جان ، به قول مهران مدیری ،  "خبر رسانی"  با "خبر سازی" از زمین تا آسمون ، فرق فوکولنــــــــــــــــج !

نطق بعد از دستور ::این اخبار رو که میخونم و میشنوم ، گاهی فکر میکنم واقعاً خَرَم ، دلم میخواد بشینم یه دل سیر عرعر کنم ، اما هر چی تو آینه نگاه میکنم حضرت شیخ رو میبینم ، .....هیچی ، فکر میکنم من همون خَرَم ، منتها داغَم ، هنوز خودم حالیم نیست!

خاله خانباجی برگشت !


ریشه تبعیض چیست؟
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۱٧   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

شیخ ما استاد نیست ، دکتر نیست ، نویسنده نیست ، شاعر نیست ، از شما چه پنهان شیخ هم نیست ،  تنها موجودی است از نسل حضرت آدم ، و تنها سعی میکند آدم باشد و بس ، پس مریدان هم دعا کنند که چنین باشد !

مدت های مدید آن هم بر اثر غفلت تصور می کردم که تبعیض و رانت و ناعدالتی و خودی و غیر خودی و ... فقط در حوزه هایی مثل سیاست و اقتصاد و حقوق قضا اتفاق می افتد و بس... (اما اکنون می اندیشم) ....تبعیض بزرگ و اغماض نکردنی در عرصه ی ادبیات و فرهنگ روی داده و شاید آن تبعیض های دیگر که سخنش رفت از این وادی به آن کوچه پس کوچه ها راه یافته است و کار از کار گذشته است! می گویید نه بفرمایید سند و مدرک، دزد حاضر بز حاضر!!!

 مگر نه این است که مرگ واقعه ای است محتوم و امری الهی و فقیر و غنی و شاه و گدا و امیر و صغیر و کبیر و... هم نمی شناسد؟ پس چرا برای واقعه ای یکسان و مشابه که برای همه رخ می دهد، اسامی و عناوین و عبارت های بی شمار و گاه متضاد با هم به کار می برند از قبیل؛مردن، درگذشتن، دار فانی را وداع گفتن، قالب تهی کردن، جان به جان آفرین تسلیم کردن، ریغ رحمت را سر کشیدن، غزل خداحافظی را خواندن، زرتش قمصور شدن، به درک رفتن، به جهنم رفتن، به هلاکت رسیدن، شربت وصل نوشیدن، به دیار باقی شتافتن و بسیاری دیگر که مجال ذکرشان نیست...

یا برای رسیدن افراد به یک جا و مکان ایضا از عبارت های مختلف و متفاوت که بار معنایی متضاد هم دارند استفاده می شود از قبیل؛تشریف آوردن، شرف حضور به هم رساندن، اجلال نزول فرمودن، سرافراز فرمودن، بنده نوازی کردن، سایه بر سر انداختن، سر و کله اش پیدا شدن،مثل اجل معلق سر رسیدن، مویش را آتش زدن،از زمین سبز شدن، از آسمان افتادن،و ...

همچنین برای خوردن که امر فیزیکی یکسانی است اگر چه گاه با کمی تفاوت در شکل و شمایل آن واژه هایی به کار می رود که خیلی باهم متفاوتند، مانند؛ میل فرمودن، تناول نمودن، خوردن، اکل کردن، کوفت کردن، زهرمار کردن، لمباندن، به خندق بلا ریختن، بلعیدن، اوباریدن، قورت دادن، صیغه ی بلعت را صرف کردن و ...

برای گفتن نیز عباراتی به کار می رود که نشان تبعیض در آن به وضوح پیداست از این قبیل؛ فرمایش کردن، افاضه فرمودن، سخن گفتن، صداع دادن، نالیدن، بیان کردن، مخ خوردن، سوهان کاری کردن،خطابه ایراد کردن، ژاژخایی کردن، روده درازی کردن، آسمان ریسمان کردن، دری وری گفتن، چرت و پرت گفتن، از این در و از آن در گفتن و ...

حتی برای دست به آب رفتن و خوابیدن و بیمار شدن و به ریاست رسیدن و از ریاست افتادن و به ثروت رسیدن و مفلس شدن و... باز عبارات و اصطلاحات متفاوت و متناقض و تبعیض آمیز زیادی به کار برده می شود که به دلیل رعایت اختصار غمض عین می نماییم، همین اندازه بگویم که اگر مصادیق دیگر این کشف جدید گفته شود مصداق مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود، لهذا می گذریم که گفته اند بگذار و بگذر که دنیا محل گذر است...در خاتمه منتظر پیام های تبریک عزیزان به خاطر این کشف مهم و تاریخی میباشم!!!

برگرفته از وبلاگ اندیشه ، به قلم میرحسین دلدار بناب عزیز


از دست عزیزان گله ای نیست !
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٤/۱٤   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: اولاً تبریک به خاطر نزدیک شدن رمضان ، ماه خدا ، و بعد تبریک به مناسبت اینکه بالاخره بعد از چهار سال دست عدالت از استین قضا بیرون آمد و قاضی مرتضوی را با 200 هزار تومان جریمه به سزایش رساند(واقعاً اینکار کار حضرت فیل بود!)........، و اما با دقت نظر بخوانید غزلواره منتشر نشده زیر را از دفتر شعر حضرت شیخ ، که مطلع آن بیتی است از اردلان سر افراز ، که در ترانه ای زیبا با صدای داریوش اقبالی شنیده اید ، .....و عذر تقصیر از اینکه این غزلواره طنز نیست !  

"از دست عــــزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست "

"گر هم گله ای هست ، دگر حوصله ای نیست"

بین مـــــــــن و تو ، فاصله انداخت ، "من و تو" ،

بین ِ من و تو ، جز مـن و تو ، فاصله ای نیست !

هنگامه ی دنیاست ، در این جمع سیه چشم ،

صــد مقبره پیداست ، ولی راحله ای نیست !

اینجــــــــــا عِِسَسُ و مفتی و داروغه رفیق اند ،

در خـــــــــــــارج این بادیه ها قافله ای نیست !

شـــــــــاهان همه رفتند و امیران همه سَر دار ،

جــز سلسله ی زلف بُتان سلسله ای نیست !

اینجا صنم و ســـــــاحره مست اند و غزلخوان ،

جــــــز زمزمه ی تیر و سَنان ولوله ای نیست !

صـــــد دام در این معرکه با نام حسین است ،

افسوس در این معرکه هــا حَرمله ای نیست ! 

گُفتـــــــــــــــا رمضان منتظر ماست ، ظریفی ،

در مسجد و میخانه ولــــــی نافله ای نیست !

با شیخ سخن از  سَـــــــره ، از ناسَره گفتیم ،

هان ، پای بکوبید ، چــــــرا هلهله ای نیست !

نطق بعد از دستور ،  لطیفه خبری :: آقای دکتر حداد عادل در برنامه شناسنامه تلویزیون 14 تیرماه گفت :: حفظ وحدت با احمدی نژاد کار حضرت فیل بود !

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


هنر نزد ایرانیان است و بس !
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/٤/۱٢   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

شعر برنده مسابقه "تقدیر و تشکر خرکی" ، از علیرضا سپاهی لائین عزیز! 

محض مرگ شاهد  و ســــــــــــاقی  تشکر می کنیم ،

مرگ  هم  باشد  اگـــــــــــر  باقی....تشکر می کنیم !

حـــــــــــــــــــــافظا در کنج فقر و خلوت  شبهــای تار  ،

قانعی وقتی  به  یک ســـــاقی...؟! تشکر  می کنیم!

مـــــــــــــــا از این ملت که  تا جام  بلایش  می دهند ،

باز می نوشد  به مشتاقی  تشکــــــــر  می کنیم...!

از  حضور مشهدی قربان که مُـــــــــــــــــــرد از لاغری ،

مثل  مَش باقر  که  از چاقی...، تشکــــــر می کنیم !

مـــــــــــــــــــا از آن دزدی که با زحمت  پراید  شیخ را ،

می برد ،امـــــــــــــــا... به  اوراقی   تشکر  می کنیم!

بر همان جــــــــــــــــــــایی که می سوزد بریزید آب را ،

سوز می خوابد  و... البــــــــــــاقی تشکر می کنیم!!


از همون فیس ....چی چی بود ؟ 

نطق پیش از دستور :: ﺍﺯ ﺁﻗﺎﻱ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺩﺭ ﺍﺳﺮﻉ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻨﻪ ﻛﻪ ﺍﻳﺸﻮﻥ ﺭﺋﻴﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭﻩ ﻧﻪ ﻫﺮﻱ پاتر ...!

لب پنجره نشسته بودم یهویی دیدم یه هلیکوپتر اومد بالا ساختمونمون و یه مامور نیرو انتظامی با عملیات راپل اومد رو پشت بوم دیش ماهواره مونُ تنظیم کرد و رفت ::روحانی مُچکریم!

می گن تو دوره ریاست روحانی ، وقتی سر کلاس خوابت برده ، استاد می یاد پتو میندازه روت....:: روحانی مچکریم !

عاقد:: برای بار آخر میپرسم عروس خانوم بنده وکیلم ؟ عروس:: با اجازه بزرگتها و آقای روحانی بعله ! :: روحانی مچکریم !

دختر دم بخت :: دیگه وقتی برام خواستگار میاد سینی چایی تو دستم به حالت بندری نمیلرزه .... روحانی مچکریم!

رفتم هندونه خریدم، بازش کردم دیدم سفیده، روحانی از تو بعید بود...این بود جواب اعتماد ما به شما ؟ انتظار داری بگیم :: روحانی مچکریم ؟

ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ، ﺻﻨﺪﻭﻗﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭼﺴﺐ ﺯﺧﻢ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ، ﺍﯾﻨﺠﺎﺱ ﮐﻪ واجبه بگیم ::
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ مچکریم !

امروز براى اولین بار دیدم یه نیسان راهنما زد و با احتیاط پیچید ، واقعاً جای تشکر داشت ::روحانى مچکریم !

رفتم بنزین بزنم وقتی پول دادم به یارو 4900 برداشت بقیه رو پس داد اشک تو چشام جمع شده بود یه نگاه به اسمون کردم گفتم روحانی ... ، یارو برگشت گفت خفه شو گازوئیل زدی گوساله !

نطق بعد از دستور :: شما هم تشکر کنید ، بدون توهین ، بدون چاپلوسی ! 


آش پشت پا !
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٤/۱۱   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی!

از دفتر شعر شیخ نهایی ::

چون ما اسیر نوحه سَــــــرایی شدی تو هم ،

مشمول انقطاع و جــــــــدایی شدی تو هم !

اِنٌ َ المُجاهِدینَ ......... لَهُم اَجــــــــرهُ عَظیم ،

امـــــــــا شنیده ام که فدایی شدی تو هم !

اول بزن ز شهد شَهـــــــــــــــــادت پیاله ای ،

بعداً رَجَز بخوان که رجــــــایی شدی تو هم !

مــــــرغ از میان سفره ی ما پر کشید و رفت ، 

از آن زمان که حـــــــاتم طایی شدی تو هم ! 

دیدی که این عجوزه ی دهـــــر است بی وفا ،

مخصوصاً آن زمان که فضــایی شدی تو هم !

ما از تبار رستم و فرهــــــــــــــــــاد و آرشیم ،

از دودمــــان پاک مشایی شــــــــدی تو هم !

خواهـــــــــــر بگو از آنچه که در دل نهفته ای ،

امـــــــا نگو دوباره که  "دایی شدی تو هم" !

دیشب خرم به ماده ی خود گفت:: ای کَلَک ،

حالا مرید "شیخ نهایی" شدی ، ....تو هم ؟

-----------------------------------

علیرضا سپاهی لائین ::

آمـــــد زمـــان رفتن  و  راهی شدی  تو هم ،

مصداق  لطف محض  الهـــی شدی تو هم !

دیروز اگــــــــــــر چه با اتوبوس آمدی به ری ،

امروز  در قطـــاری  و  راهی  شدی  تو هم !

یکشب ، ستاره ات بدرخشید ، همچـو ماه ،

حالا  هلال آخــــــر  ماهی   شدی  تو هم !

حــالا که می روی به سلامت  ، برو ، ولی ،

این را بدان کـه مژده  واهی  شدی تو هم !

هرچند در ولایت مـــــا شیخ و شاه نیست ،

مانند  شیخ  لایق شاهی  شدی  تو هم !

گفتم  کــــــــه از قوافی  بد بگذرم ، نشد ،

زیرا نوشته اند ، جنـاحی شــــدی تو هم !

شـــاید سوار موشک  "فوق شهاب سه" ،

راهی به سمت  لایتناهی شدی  تو هم !

بدرود ،افتخــــــــــار بزرگی نصیب توست ،

مضمون شعرهای سپاهی شدی تو هم !

-----------------------------------

علی اصغر اقتداری ::

وقتت به سررسید ، اضـــافی شدی تو هم ،

رد از هـــــــــزار روزن و صافی شدی تو هم !

فصل بگم بگم به ســــــــــــــر آمد عزیز دل ،

مشمول حکم بس کن وکافی شدی تو هم،

رویین نبود قــــــــامت اسفندیار تــــــــــــــو ،

استاد کـــــــــــــار تیغ تلافی شدی تو هم !

مرده ست اقتصـــــــــــاد به دست مبارکت ،

هــــــر بار گَرم ِ فلسفه بافی شدی تو هم !

می خواستم تو را بستایم به شعــــر خود ،

دیدم دچار تنگ قـــــــــوافی شدی تو هم !

خوش می روی و خــاطر ما جمع می شود ،

وقتت به سر رسید، اضــافی شدی تو هم !


میان ترم خرکی فلسفی شیخ !
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٤/۱۱   کلمات کلیدی: امتحان میان ترم خرکی!

 این را هم بخوان !

نطق پیش از دستور :: از شما چه پنهان ، سالها پیش به دلیل مسئولیت (به عنوان مدیر افتخاری بخش طراحی و توسعه یک واحد صنعتی) ، وظیفه مصاحبه و گزینش مهندسین جوان مناسب برای مجموعه به عهده ی شیخ بود ، و صد البته ذکر این خاطره نه به جهت خودنمایی (که از ساحت شیخ به دور است)  ، بلکه به دلیل پرسشی از مریدان است و بس!

عرض میکردم ، در کنار سئوالاتی که برای برآورد میزان دانش و تجربه داوطلبان داشتم ، همواره از آنها میخواستم یکی دو بیت از اولین شعری که به نظرشان میرسد بر روی کاغذ بنویسند ، راستش برای شیخ (که خود دستی در خوشنویسی دارد) خط زیبای داوطلب مهم بود ، و گویای بسیاری از روحیات درونی ، و البته آن یکی دوبیت شعر نیز هکذا! 

اما ، یکی از سئوالاتی که تقریباً از همه پرسیده میشد این بود ، که فضایی را برای داوطلب تصویر کنم ، و از او بخواهم تصمیم خود را در آن فضای خاص بیان کند ، و صد البته مهندسان به خوبی با این نوع سئوالات آشنایند !

پس فرض کنید(فرض محال ، محال نیست )  ، در حالی قرار دارید که در شهری غریب گرسنه اید ، و هیچ غذایی همراه ندارید ، و هیچ کالا یا پول یا آشنایی نیز برای تهیه آن در چنته ندارید ، و علاوه بر آن فرض کنید که مرگ شما در صورت ادامه گرسنگی حتمی است ، در چنین موقعیتی چه میکنید ؟ (فرض کنید هیچ گزینه دیگری در اختیار ندارید)!

1- دست به سرقت یا زورگیری میزنید، و به اندازه نیاز غذای دیگری را می ربایید ؟

2- دست گدایی و التماس دراز میکنید ، تا برای رفع حاجت به شما کمکی شود ؟

3- از خدا طلب روزی میکنید ، و در عین حال مرگ را با آغوش باز می پذیرید؟

نطق بعد از دستور :: از شما چه پنهان ، جواب شیخ(و اسمال کله خر) را بعداً عرض میکنم! ، اما (ضمن احترام به کسانی که پاسخهای دیگری دارند) ، از مریدان میخواهم صادقانه به سئوال مطرح شده پاسخ گویند ، و  نقطه نظر خود را کامنت کنند ، و البته با شوخی از پاسخ فرار نکنند  و  در یک کلام ، بین دزدی ، زورگیری ، گدایی ، انتظار واهی ، مردن از گرسنگی کدام را ترجیح میدهید ، طفره نروید ، سئوال مشخص است ، و جواب کوتاه!.......شاد باشید!

در ضمن پاسخهای شیخ را به کامنت مریدان بخوانید ، و از روانشناسی حضرت شیخ مطلع شوید ! 

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره ! 


از کرامات شیخ ما این بود !
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٤/٩   کلمات کلیدی: گشت و گذار مجازی !

شیخ ما را حشر و نشری است ، با کاربران و وبلاگنویسان از مؤمنین و البته مؤمنات در حدود شرعی ، لذا تحقیق مفصلی نمودیم در فضاهای مجازی ، به قصد آنکه در پیشانی وبلاگ و یا سایت این عزیزان ، به هنگام ورود ، چه توانید دید ؟ ، اگر لغاتی ثقیل مینمود ، به مدد فیلتر شکن ، از مرحوم دهخدا مساعدت جویید ....به نیکی !

کاربر منصرف ::از طلا بودن پشیمان گشته ایم ، مرحمت فرموده ما را مس کنید .

کاربر مضمحل :: فروش یارانه نقدی خانواده 17 نفره ، به بالاترین قیمت پیشنهادی !

کاربر منقرض :: عکسهای زیبا و دیدنی ، از دایناسورها !

کاربر منتفع :: افشای مفسدین اقتصادی باعث رکود و توقف کشور است !

کاربرمنقلب :: آیا زبانه های انقلاب ، بریتانیای کبیر را صغیر میکند ؟

کاربر متبذل :: آخرین عکسهای آنجیلیا جولی ، در حجاب کامل !

کاربر منفعل :: اتحاد اصلاح طلبان و اصولگرایان ، با جریان فتنه و انحرافی !

کاربر معتمد :: یافتن شریک زندگی خود را در ایکی ثانیه به ما بسپارید !

کاربر ملتفت :: چرا عده ای فکر میکنند که همه ما هالو هفت شنبه ایم ؟ 

کاربر منحرف :: آیا تماشای تصاویر جنیفر لوپز حرمت شرعی دارد ؟

کاربر منزجر :: مرگ بر امریکا ، انگلیس ، فرانسه ، بورکینافاسو ، و الباقی !

کاربر مرتعش :: آموزش حرکات موزون ، صد در صد تضمینی ، فقط برای آقایان !

کاربر محتلم :: تفاوتهای غسل ارتماسی و ترتیبی ، از نگاه فلسفه هگل !

کاربر مختلط :: اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دو جنسی ها ، چرا و چگونه ؟

کاربر مندرس :: آخرین روشهای ترمیم ، سر پایی ، بدون بیهوشی !

کاربر منفصل :: ما برای وصل کردن آمدیم ، ازدواج مجدد در ایکی ثانیه !

کاربر مخترع :: ثبت  کراوات اسلامی ، در دفتر مالکیتهای معنوی  ، معدنی !

کاربر مقتصد :: سحری و افطار کامل ، فقط و فقط آبدوغ خیار  با خیار چمبر !

کاربر منبسط :: زادروز تولد حضرت سلمان فارسی تهنیت باد !

کاربر منتقد :: چه کسی مسئول آب بازی دختران است ؟

کاربر مزدوج :: ازدواج موقت ، صیغه ، متعه ، در ایکی ثانیه !

کاربر مرتبط :: پشت پرده مافیای قند و نبات کیست ؟

کاربر منتظر :: ای پادشه خوبان ، وقتست که باز آیی !

کاربر مستبد :: هشدار به جریان فتنه و انحرافی و الباقی مردم !

کاربر منضبط :: اذان ظهر امروز 13 و 10 دقیقه و 16 ثانیه ! 

کاربر مضطرب :: مسئول سامان دهی زنان خیابانی کیست ؟

برگرفته از کشکول وزین آبدوغ خیار !


به کدامین گناه ؟
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٤/۸   کلمات کلیدی: جدی ، فاقد خر!

دیروز نوشتم که خَـــــــــَـــرم "رُم" بوده ،

مـــابین خــَـرانِ "رُم" ، خَرَم گـُـــم بوده!

گفتند که فیلتر شده وبلاگِ تو ، چــون ،

رندانه نوشته ای....... خَرَت "قُم" بوده !

متاسفم ، حال خوشی ندارم ، تنها وبلاگهای طنز تاکنون از تیغ فیلتر در امان بودند ، یکی نیست توضیح بده کجای وبلاگ "خاله خانباجی" (بانوی طنز نویس و شاعر سعیده موسوی زاده) اشکال داشته ، چرا باید وبلاگی که همه خطوط قرمز رو رعایت میکنه تعطیل بشه؟  ،...و... به کدامین گناه؟ .... بای ذنب قتلت ؟


در انتظار یار !
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۳   کلمات کلیدی: سخنی جدی در محفل مریدان !

ای عشق آسمـــــانی من ، نازنین ، بیا ،

از عشق توست عِطـر گل یاسمین ، بیا !

عاشــق نَمای عاطفه از دست داده ایم ،

ای انتقـــــــــــــام مِهر ز ارباب کین ، بیا !

تا نیستی ، ملائکه خـاموش و خفته اند،

اهریمنان ز غیبت تــــــو درکمین ، بیـــا !

در گِرد باد و صاعقه کشتی شکسته ایم ،

ای ساحل نجاتِ زمــــــــــان و زمین بیا !

در انتظار آمَدنت پیـــــــــــــــــر گشته ام ،

می خوانمت عـزیز در این واپسین ، بیا !

بی شمع روی تو، چــه بگویم ، مُکدرم ،

ای ماه من، منیر من ای مَه جبین ، بیا !

در بین عاشقــــــــــان تو تنهاترین مَنم ،

تعجیل کن، به خاطــر این کمترین ، بیا !

شیخ نهایی

هر کی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !