دو واحد خریت پیشرفته !

هر کی پیام سیاسی بده از کلاس اخراج میشه !

ما ، اِسمال کله خر ، و جنیفر لوپز ! (1)
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٩/۱٤   کلمات کلیدی: ماجراهای اسمال کله خر! ،دو واحد شعر خرکی!

نطق پیش از دستور :: بخوانید با تشکر از "کورش عزیز" !

-------------------------------

این فقط مشکل مــــا نیست که چالِش داریم ،

کـــــــــاهش ِ زاد و وَلد ، مُعضَل ِ زایش داریم !  

"سَحَـــــَرم دولت بیـــــــــدار به بالین آمـــــد ،" 

گفت برخیز که امـــــــــــــــروز هَمایش داریم !

نرم و نازک چو حـــَــــریر است اگــر دستانت ،

مُفتَخَر باش ، در این کُنگِره  مـــــالِش داریم !

مَمِه را بُرده ، از آن روست که ما بی خَبَران ،

بر سر بیضه ی جـــا مانده ، کِشاکِش داریم !

چتری از نور گرفتَه ست ، سراسیمه سرم ،

پرده هــــــا را بگشایید ، نمـــــــــایش داریم! 

"نَکونِد فِکر بوکونی مَرکَزی خَــــر اِصفَهونِس" ،

"هَم تو قِبرس زیادِس ،هَم تو مَراکِش داریم "!

از گِرانی همه جـــــــا سوخت ، بیارید کمک ،

اندکـــــــی آب بریزید که خـــــــــــارش داریم !

منقل و سوزن و بافـــــور مهیٌاست ولـــــــی ،

آن بَلا نیست ، خُمــــــاریم ، بــَـلاکِش داریم !

مرد و زن پاک سرشتند و عفیف اند و نجیب ،

در شگفتم که چرا این همه جا ، کِش داریم !

شیخ مـــــــــا گفت فقط از دل و دلــــدار بگو ،

از سیاست ننویسید که ......خواهش داریم !

بچه ها بهش میگفتند اِسمال کَلٌِه خر ، یا اسمال بی کله ! ، سیبیلهاش تازه در اومده بود ، ولی الحق و والانصاف بر عکس بقیه بچه ها که یه بیل هم نبودند ، واسه خودش حکایتی داشت ، نیمی از اوقاتش به این میگذشت که سر سبیلهاشو تاب بده تا بشه مدل چخماقی ، دور از جون شما واقعاً هم کله خر بود ، کافی بود با سرش یه ضربه بزنه تو پیشونیت ، تا چهل دور ، دور خودت بچرخی ، مشتاش هم خیلی قوی بود ، اگه یکی میکوبید تو سرت فی المجلس ده بیست سانتی از قَدٌِت کم میشد!

نمیدونم چرا یه باره یاد این اسمال کله خر افتادم ، شاید به خاطر این تبلیغی بود که خونه خان دایی دیشب دیدم ، ماهواره دارند ، نمیدونم کدوم کانال بود ، ولی تبلیغ یه قرصی رو نشون میداد واسه افزایش قد ، یه دختری رو نشون میداد با چُس مثقال قد ، ولی میگفت از وقتی یه بسته اون قرصها رو خورده ، عینهو جنیفر لوپز قد کشیده ، بی اختیار یاد اسمال بی کله افتادم ، و حکایت اون مُشتایی که عرض کردم ، و کاهش قد متعاقب اون!

تا سال چهارم دبیرستان با اسمال بی کله هم کلاس بودیم ، سال چهارم دیگه واسه خودش یَلی بود ، ما که درسمون خوب بود دو سال یه سال کرده بودیم ، و اون که هر کلاس رو تو دو سال خونده بود از ما خیلی بزرگتر بود ، بعد از پایان دبیرستان ، بر عکس ما که هوس کردیم واسه خودمون بریم دانشگاه و مثلآً مهندس بشیم ، رفت سراغ کاسبی!

افتاد تو کار کله پزی ، .....، این رو چند سال بعد فهمیدم ، زمانی که دیدم یه آقایی سوار یه پاجیرو ، که یه خانوم عینهو جنیفر لوپز بغل دستش بود ، جلوی پاهام ترمز کرد ، اون موقع اولین باری بود که این ماشین رو میدیدم ، اصرار کرد ما رو برسونه خونه ، مجبور شدم واسه حفظ آبرو هم که شده وانمود کنم خونه شمال شهره و جلوی یه ویلای شیک پیاده بشم ، و بعد مجبور شدم با اتوبوس برگردم خونه! ، خدا کمک کرد تعارفمون نگرفت !

منتظر ادامه داستان باشید!

نطق بعد از دستور ، عاشقانه خرکی :: دلم تنگ میشود ، برای زمانی که زنگ میزدم ، و میگفتم:: "چیزی لازم نداری ؟"  ، و تو میگفتی:: "نه ، فقط خودت !"

هرکی اینجا کلیک کنه ، دو نمره اضافه میگیره !