دو واحد خریت پیشرفته !

هر کی پیام سیاسی بده از کلاس اخراج میشه !

شوخی با حکیم ناصر خسرو قبادیانی !
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/۸   کلمات کلیدی: دو واحد شعر خرکی! ،امتحان میان ترم خرکی!

رئیس جمهور ، نقل از آفتاب نیوز 8 فروردین 92 :: هیچ مانعی نمی تواند جلوی پیشرفت ملت ایران را بگیرد. همه این تلاشها در نهایت ممکن است دست اندازی در عبور خودروی پیشرفت ایران ایجاد کند و خیلی آنها تلاش کنند چرخ ماشین ملت را پنچر کنند که این پنچری را ملت ایران می گیرد و به جلو می رود....

**********

نطق پیش از دستور  ، امتحان میان ترم خرکی :: مزاح با حکیم ناصر خسرو قبادیانی  شاعر ، جهانگرد ، فیلسوف ، طبیب ، منجم و موسیقیدان قرن پنجم هجری که دیوان اشعار و سفرنامه هفت ساله او مشهور است ، بخوانید سروده طنز زیر را از دفتر شعر حضرت شیخ ، که با بیتی از قصیده مشهور ناصر خسرو آغاز میشود ،  و ابیات قرمز رنگ را با لهجه ی اصفهانی ! .... فقط به قصد انبساط خاطر و آشنایی با زبان خاص ناصر خسرو!

"نکوهش مکن چرخ نیلوفری را // به در کن ز سر باد خیره سری را !"

"درخت تو گر بار دانش بگیرد" // به وجد آورد عاقبت دلبری را !

نصیحت شنو ، ناز کم کن ، دوباره //به در کن ز تن آن قر ِ بندری را !

چرا مُندرس میکنی چرخ خود را ؟  // نمی گیری آخر چرا پنچری را ؟

نِگه تا نَرَنجانی از خود کسی را // قُمی ، اصفهانی ، بَمی ، آذری را !

شبی جمعه با یاری خود مهربون باش // آ ، یادِت باشِد صیغه ای ، محضری را !

وَ یکشنبه ها هَم بدون مستحب اِس // نَکون پس فراموش یادآوری را !

سه تا ماچی آبدار بَعدِش بچسبون // یکی این وَری را ، دو تا اون وَری را !

برو فارغ از مسکن مهر و کین باش // که وارون کند رسم مستاجری را !

کمی صبر کن ای برادر ، چهل سال // شَوی "تام" شاید بگیری "جری" را !

بخوان شعر ما را فراوان ، فراوان //  بیاموز از شیخ ما شاعری را !

نطق بعد از دستور ، امتحان میان ترم خرکی :: مریدان خوش ذوق نیز حتی المقدور با لهجه محلی خود با حکیم شوخی کنند ،  اشعار برگزیده همین جا پی نوشت خواهد شد! ..... فی الحال بر ادامه مطلب کلیک کنید ، و بخوانید ابیات زیبایی به لهجه مشهدی و ترکی از "علی اصغر اقتداری عزیز" و "مهدی نوروزی بهار عزیز" !


مشهدی بخوانید ::

نچیکّو خادت را  عَدِل دا و ری کو // به تو جِک بخار دِند حقِّ زری ره!

یِره ! بی خودی غر نزو ک کار ند ِ ری // پریشو نکو می های فرفری ره!

اگر ور مراد تو نِس زوندُگانی // مقصّر ندو جز خادت دیگری ره !

شَو ِ عید اگر  تِنبونِت  جِرنه جرنَس // نخواو تا نبینی  تو جنّ و پری ره!

خلاصه با جُم اِفتاوت  لب بومِست // برا پیشه کو بعد از ای  نوکری ره!

نچیکو    :زجر نده          عَدِل   :درست  ،خوب    یِره    :یارو   ،فلانی

تنبو  : تمبان       جرنه جرنه    :پاره پاره        باجُم   :  بجمب

************

ترکی بخوانید ::

شنو شعری از خواجه ی ترک شیراز // قمی، اصفهانی، کنون آدری را:

(سنی من نِجَه ساخلیایدیم گُلُم،ها؟ // سنی من بِلَه بیلمیردم، سَریرا*)1

(چنار تو شاهان جِدا جشته اند و // گُلامم، گبول کن زمن نوکری را)2

برو فارغ از مسکن مهر و کین باش // مکن مسخره، مردم آذری را !

برو نزد ناصر قبادیِّ بَلخیٌ // که آموخت از شیخ ما شاعری را...!

(یاشاسین گیور آذری دیل شاعیر لر // عجب شیخمیز وار بونئه سیز گئوریرا)3

1. من چگونه میتوانستم تورا نگاه دارم، هرگز نمی پنداشتم اینگونه باشی سریرا(>نامی اصیل ترکی که بنده به شخصه مخترع آن هستم!)

2.کنار تو شاهان گدا گشته اند و....

3. درهمان حین که سلامت هستید و باشید ای غیور شاعران آذری، بنگیرید که عجب شیخی داریم ما!!(فخرفروشی به همه شاعران آذری)