سرد و کولاکه حسن !

خارج از دستور :: از استاد علی اصغر اقتداری 

با آن که سخت دل نگرانید درقفس // هر گز مباد! لال بمانید در قفس!

با آن زبان سرخ که فریاد  می زدید //شعری به رنگ بال بخوانید در قفس!

حتی مدام پیرهن خشم خویش را // در پیش شحنه ها بدرانید درقفس!

آنان به اشک های شما بسته اند امید //پس این زلال را نچکانید در قفس!

رنگین کنید چهره ی خودرا به خون دل// شایسته نیست زرد بمانید در قفس!

با آن که بال فکر شما را بریده اند // باز این پرنده را بپرانید در قفس!

باید به روشنی به رهایی دخیل بست // باید امید را بدوانید در قفس!

نطق پیش از دستور :: قبول حسن جان ، دشمن در کمینه ، ما باید بایستیم ، ما نباید بنشینیم ، اما حسن جان ، اولاً اینها که گفتی قبول ، به روی چشم ، ثانیاً حالا یه جوونکی یه عکس از سران فتنه ، یا تَهان فتنه تو وبلاگش زد ، مگه آسمون به زمین میاد! ..... بی خیال  ، با این اطوار اینترنت سرگیجه گرفتم ، دلم به نوشتن نمیره ، این حسن که تو گوشش نمیره ، شما گوش کن !

هــــر چه میگویم همه ســـــــــــر بسته و آکه حسن ،

ماجرای "درد سر" ، "ســــر گیجه" ، هیچکاکه حسن !

"تلخ و شیرین" را که یادت هست ؟ طعم زندگیست ،

گـــــاه شیرین چون عسل ، گاهی چو تریاکه حسن ! 

تِک تِک ساعت چه می گوید ،حسن جان  گوش کن ،

آفـــرین ، صد بارکُ الله ، چیست ؟  تیک تاکه حسن !

مــــــــن گمانم مست و لایعقل شدی  ، کمتر بنوش ،

آب می نوشی مگـــر بزغــــــــــــاله؟  کُنیاکه حسن !

منفجر خواهی شد آخَـــــــــــر  عاقبت  ، کمتر بخور ،

آنکه پـــُــــــــــــــــــر گردد لَبالَب بشکه و باکه حسن !

بی پدر مـــــــــــــادر ، نگفتم  از سیاست دور باش ؟

باز گفتم ،  خَـــــــر نَشی ، خیلی خطرناکه حسن !

قاه قاهِ خنده بر هــــــــــــــــر درد بی درمان دواست ،

کور خواهد شـــــــد دو چشمانی که نمناکه حسن ! 

باز کن پیچ دو ابـــــــــــــــــرو را  حسن ، آزاده باش ،

زود می میرد هــــــر آن  کس که غضب ناکه حسن !

الغـــــــــــــــــــرض ، رژهای لبهاتو به اونجاهام نَمال ،

اون که مالیدی به  لَبهام  ظاهــــــــــــراً لاکه حسن !

این حسن ، با آن حسن ربطی ندارد ، مــــــرگ تو ،

سود سوز آور جـَـــــــــــــزای خار و خاشاکه حسن !

شعــــــــــرهای تازه میگوید همیشه شیخ مـــــــــا ،

شعر شیخ مــــــــــــا همیشه داغ ، کولاکه حسن !

نطق بعد از دستور :: "درد سر" و "سر گیجه" از شاهکارهای گارگردان نامی سینما "آلفرد هیچکاک" و "تلخ و شیرین" نام سریالی است که قبل از انقلاب از تلویزیون پخش میشد!

/ 42 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هزاران گنج

هزاران درود بر شیخ بزرگوار امیدوارم رئیس جمهور جدید که میاد فضای مجازی رو آزاد بزاره تا ما بتونیم عقایدمون رو راحت بیان کنیم راحت انتقاد کنیم و اینقدر از ترس آقای فیلتر مطالبمونو قورت ندیم-شاد باشید[گل][قلب][گل][قلب]

؟

یا شیخ اکشال نداره اکشال نداره [قهقهه] من هم مثل شما خسته ام نفسی برایمان نمانده

مهتاب

سلام بسی خوشمان آمد یا شیخ ! فقط این حسن ! اون حسن نیست ؟ پس کدوم حسن ه [نیشخند] !! به زیر نور ماهتاب ما هم بیایید مایه سرافرازیست برایمان[گل]

ساراازکرمانشاه

عرض سلام، طول عمر و ارتفاع سلامتى
 براى مساحت وجود نازنینت....[گل] حسن !!!کدام حسن؟

فيلسوف قزويني

خوب است كه شماميشه ابتكار به خرج مي دهيد . درودبر شيخ ![گل]

دلداربناب

چرا طنز؟! چرا بیماری؟ چرا مرض؟ چرا دارو و درمان؟ بهتر نیست به جای دارو درمان هر کس پاهایش را دراز کند و کپه ی مرگش را بگذارد و عالم و آدم را خلاص کند؟ طنز و طعنه متعالی ترین راه انگشت گذاشتن بر دردها و امراض و بیماری های مزمن بشر در طول دوران حیاتش بر روی کره ی خاکی است و طنز پرداز طبیب حکیمی است که درد را به احسن الوجه می شناسد و راه درمان آن را پیشنهاد می دهد! اگر و البته اگر گوش شنوایی بوده باشد و هر کس آن سخنان را به ریش نگیرد و به گوشه ی قبایش برنخورد و گردی بر دامنش ننشاند و...

مسعود شادمهر

گفته بودم شیخ ما ناترس و بی باکه حسن هم شجاع و هم زرنگ و فرز و چالاکه حسن ظرفیت ها را رها کرده و گاهی بی دلیل شاد می خندد و گاهی پاک تو لاکه حسن از سیاست دور باش اما نه روز انتخاب چون جهنم می روی خیلی خطرناکه حسن گر نباشد مُهر روی برگ مخصوص سجل گفته باشم روز استخدام حساب پاکه حسن پیشگیری کن که از درمان بسی آسانتر است ماجرای دردِ دندان، نقش مسواکه حسن من نمی گویم از آن هشتا کدامش بهتر است لیک می گویم یکیش خیلی غضبناکه حسن آن یکی اینجا پر ازاطوار با ژست و کلاس در خیابان رو موتور با چوب سفاکه حسن دیگری خوبست برای شعر و مدح و چاکری در سیاست مرد میدان نیست، شکاکه حسن آن یکی گاهی به چپ یا راست هی کج می شود مثل اینکه در مسیرش راه زیگزاکه حسن الغرض پیدا کن از اینها کدامش اصلح است اسم او در کلِ این چند بیت پژواکه حسن (تنها بازی با قافیه بود، با رخصت از جناب شیخ)

مملی

آقا اجازه ؟ اقا تمام بر و بچه های کلاس شما را دوست دارند و بما نمایندگی دادند تا این پیام را بدون مناظره تلویزیونی به اطلاع شما برسانیم لطفا وصول اعلام شود !![گل]

محرمانه

سلامک گرمک ما را یواشکک بپذیرید [گل]