آش پشت پا !

از دفتر شعر شیخ نهایی ::

چون ما اسیر نوحه سَــــــرایی شدی تو هم ،

مشمول انقطاع و جــــــــدایی شدی تو هم !

اِنٌ َ المُجاهِدینَ ......... لَهُم اَجــــــــرهُ عَظیم ،

امـــــــــا شنیده ام که فدایی شدی تو هم !

اول بزن ز شهد شَهـــــــــــــــــادت پیاله ای ،

بعداً رَجَز بخوان که رجــــــایی شدی تو هم !

مــــــرغ از میان سفره ی ما پر کشید و رفت ، 

از آن زمان که حـــــــاتم طایی شدی تو هم ! 

دیدی که این عجوزه ی دهـــــر است بی وفا ،

مخصوصاً آن زمان که فضــایی شدی تو هم !

ما از تبار رستم و فرهــــــــــــــــــاد و آرشیم ،

از دودمــــان پاک مشایی شــــــــدی تو هم !

خواهـــــــــــر بگو از آنچه که در دل نهفته ای ،

امـــــــا نگو دوباره که  "دایی شدی تو هم" !

دیشب خرم به ماده ی خود گفت:: ای کَلَک ،

حالا مرید "شیخ نهایی" شدی ، ....تو هم ؟

-----------------------------------

علیرضا سپاهی لائین ::

آمـــــد زمـــان رفتن  و  راهی شدی  تو هم ،

مصداق  لطف محض  الهـــی شدی تو هم !

دیروز اگــــــــــــر چه با اتوبوس آمدی به ری ،

امروز  در قطـــاری  و  راهی  شدی  تو هم !

یکشب ، ستاره ات بدرخشید ، همچـو ماه ،

حالا  هلال آخــــــر  ماهی   شدی  تو هم !

حــالا که می روی به سلامت  ، برو ، ولی ،

این را بدان کـه مژده  واهی  شدی تو هم !

هرچند در ولایت مـــــا شیخ و شاه نیست ،

مانند  شیخ  لایق شاهی  شدی  تو هم !

گفتم  کــــــــه از قوافی  بد بگذرم ، نشد ،

زیرا نوشته اند ، جنـاحی شــــدی تو هم !

شـــاید سوار موشک  "فوق شهاب سه" ،

راهی به سمت  لایتناهی شدی  تو هم !

بدرود ،افتخــــــــــار بزرگی نصیب توست ،

مضمون شعرهای سپاهی شدی تو هم !

-----------------------------------

علی اصغر اقتداری ::

وقتت به سررسید ، اضـــافی شدی تو هم ،

رد از هـــــــــزار روزن و صافی شدی تو هم !

فصل بگم بگم به ســــــــــــــر آمد عزیز دل ،

مشمول حکم بس کن وکافی شدی تو هم،

رویین نبود قــــــــامت اسفندیار تــــــــــــــو ،

استاد کـــــــــــــار تیغ تلافی شدی تو هم !

مرده ست اقتصـــــــــــاد به دست مبارکت ،

هــــــر بار گَرم ِ فلسفه بافی شدی تو هم !

می خواستم تو را بستایم به شعــــر خود ،

دیدم دچار تنگ قـــــــــوافی شدی تو هم !

خوش می روی و خــاطر ما جمع می شود ،

وقتت به سر رسید، اضــافی شدی تو هم !

نطق حاوی دستور :: بنویسید کدامیک از ابیات خنده بر لبهاتان نشاند! 

/ 82 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

خبرگزاری تسنیم: یکی از مسئولان دفتر رئیس‌جمهور سابق با بیان اینکه تاکنون 160 میلیون ریال کمک‌های مردمی به حسابی که محمود احمدی‌نژاد در آخرین گفت‌وگوی تلویزیونی خود با مردم اعلام کرد، واریز شده است، اظهار داشت: وقتی برای گرفتن ریز حساب به بانک مراجعه کردیم، با گردش حساب 35 صفحه‌ای روبرو شدیم. وی ادامه داد: برای 160 میلیون مبلغ واریز شده، 35 صفحه گردش حساب زیاد است و نشان‌دهنده این است که مبالغ واریز شده اندک و خرد مانند 50 هزار ریال و 100 هزار ریال است. این مسئول خاطر‌نشان کرد: بیشتر از مناطق محروم به این حساب پول واریز شده و به طور مثال از منطقه بشاگرد مبلغ 70 هزار ریال و از منطقه محروم دیگری 50 هزار ریال واریز شده است و همه مبالغ واریز شده در همین حد بوده و نشانگر این است که ساکنان مناطق محروم علاقه دارند به رئیس‌جمهور سابق در راه‌اندازی دانشگاه یاری رسانند[ناراحت]

شاعر شنیدنی ست

مرده ست اقتصاد به دست مبارکت آقا کسی تا حالا به شما پیشنهاد نداده این شعرارو با طلا جایی بنوسن؟؟ ولی به قول این دوستمون مارو یاد روزای تلخمون نندازین توروخدا! به روزم

دلداربناب

سلام با یک کشف جدید به روزم و منتظر حضور معتدلتان!!![گل]

کورش شفیعی ایران نژاد

"ناصر فیض" در "تهران امروز " احتمالاً در وصف مرجع ضمیر این پست شما نوشته: «بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش» «آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت» آن یار که کان ادب و صدق و صفا بود از ما چه جفا دید که بى‌مهر و وفا رفت آن پادشه حُسن و ملاحت به چه رویى تا دید، شدیم از بد ایام گدا، رفت!؟ یک بار نیامد به سراغ من و صد بار با هر که به اقصاى جهان تا همه جا رفت این بود که قانون نشود ملعبه دست تا مجلس شورا هم اگر یک تٌکِ پا رفت دل یکدله مى‌خواست شود بى‌گِله اما تا آمدم آن روز بجنبم «صنما» رفت اندوه سراغ همه آمد به تفاوت جان از تن من رفت و ز خوان نان شما رفت با اینکه خودم دیدم، گفتم ؛ نکند مانْد تا اینکه کسى گفت به گوشم: به خدا رفت «در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست» این رونق از آن جاست که امروز صفا رفت!

مهاجرت

وبلاگ خوبی دارید. ممنون بابت مطالب

دوکتور مرضی

دیشب خرم به ماده ی خود گفت:: ای کَلَک ، حالا مرید "شیخ نهایی" شدی ، ....تو هم ؟ بله آقا اصن کی هست که مرید شیخ ما نشده باشه؟ : ))

هزاران گنج

به زور می توان چیزی را گرفت اما به زور نمی توان آن را نگه داشت !دکتر علی شریعتی[گل][گل][گل][گل]

morteza

بیت زیر عالی بود. می خواستم تو را بستایم به شعــــر خود ، دیدم دچار تنگ قـــــــــوافی شدی تو هم !