امتحان میان ترم خرکی (1)

نطق پیش از دستور :: همه مریدانی که در کلاس "دو واحد خریت پیشرفته" شرکت دارند ، پایان هر ماه "امتحان میان ترم خرکی" خواهند داشت ، سئوال در همینجا مطرح میشود ، و مریدان موظفند پاسخ  خود را در قالب طنز (نظم یا نثر) کامنت نمایند ، بدیهی است بهترین پاسخها  در همینجا منتشر خواهد شد و دانشجویان متخلف اخراج میشوند ، ضمناً به جهت جلوگیری از هرگونه تقلب ، کامنتهای این پست تا سه روز مخفی خواهد ماند!

سئوال این ماه ، راجع به خبر زیر بنویسید::

آفتاب نیوز ، چهار شنبه 29 آذر 91 :: مسافری که با تظاهر به خود کشی در ایستگاه های مترو باعث ایجاد وفقه در حرکت قطار ها شده بود؛ به ۳ ماه حبس و ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی در حق شرکت بهره برداری تهران محکوم شد.

نطق بعد از دستور ، مزاح با حضرت حافظ :: غزلواره طنز زیر ، از سروده های حضرت شیخ به جهت راهنمایی و انبساط مریدان (با این توضیح که اسامی ذکر شده تصادفی و فقط جهت رعایت قافیه است و در جنوب کشور به مجموعه جزایر تنب بزرگ و کوچک "تنبان" گویند !) 

دوش در میخانه می فـــــــــرمود پیـــــــــــر مِی فُروش ،

مِی گران شد ،شد فراوان شیشه ی ِ نوشابه ، نوش !

هیچ دیواری میـــــــان عاشـــــــق و معشـــوق نیست ،

من گُمـــــــــــانم این جَفَنگیٌات باشد از سـُــــــــــروش !

نارفیقان ، ناکَســـــــــــان ، از پشت خنجــــَــر می زنند ،

فکــــــــــــر کُن ! ، وقتِ خماری خوانده این را ، داریوش ،

"اندکـــــــــــــــی مـــــَـــــرهَم مُداوا می کند زخم تَنَم ،"  

زخم شد ماتحت شیخ از این کـــــــِـــــــراماتِ گوگوش !

در جــــَـــــــــــــوانی پاک بودن شیوه یِ پیغمبری است ،

ای جــــــــوان سوراخ مـــار است این ، نباید کَرد توش !

ســـَـــــــرزمین حیدر است اینجا ، نه جـــــای دیو و دَد ،

فاش مـــی گویم بداند تازی یِ  دِشـــــــــــداشه پوش !

بی ادب این بَند تُنبـــــــان نیست ، این تنبان مـــاست ،

هست تنبان تو در "بُــــــرجُ العَرَب"  بَهــــــــــــــر فروش !

بر هَمان جــــــــــــــایی که مــــــــی سوزد بریزید آب را ،

گفت آن عالی مقــــــــام آن نکته دانِ تیــــــــــــزهوش !

کیسه خالی گشت و حتٌی خودکشی هم سخت شد،

زندگــــــــی آزاد شـُـــد ، یارانه ای شُد مــــــرگِ موش !

گفت حافظ مــــــــوش دارد گوش و هـــــــر دیوار موش ،

پس سخن کوتاه می گویم ، خَفه ، سـاکِت ، خموش !

/ 39 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عیّار تهرانی

راستی شیخ عجب غزلی فرموده اند... واقعا زیبا بود... طناز تر از شیخ ندیدم بخدا

ققنوس وار

سلام یا شیخ سوالی دارم اگر کسی آن سوراخ را توش کرد آیا شیوه ی پیغمبری را رعایت نکرده است و یا اگر توش کرد و مار نیشش زد چگونه ان محل را درمان کند ؟

خاله خانباجی

این که چیزی نیست میگن یکی هست میره وایمیسته سر راههای هوایی که هواپیماها از روش رد بشن برای همین پروازها یا تاخیر داره یا کنسل میشه... آقا اجازه! اگه ما رو تو امتحان رد نکنی ما هم قول میدیم از جلوی قطار مترو ردت نکنیم

خاله خانباجی

راستی اسمهای شعر هم کاملا معلوم بود تصادفیه اصلا تابلو نبود!!!

ساده باجی

آخیش . خیالم راحت شد مثل اینکه هم کلاسی هام هم دست کمی از خودم ندارن هیشکی جواب نداده استاد؟[قهقهه] ............ خوب باید دید ایراد کار کجاس؟ شاید از نحوه ی تدریس شما باشه؟ راستی تو این دانشکده ی خرکی، مسئول آموزش کیه؟ (باجی در حال توطئه چینی)[شیطان][گاوچران][عینک]

می وانه

خوشبختانه ما که حذفش کردیم و خیالمون ازین جنگولک بازیا راحت. ممنون از محبت مدام شما[گل]

اميد(شبه شعر)

از هدفمندي كه گفتي، شيخ، درجا با لباس شير آب سرد را بگشود و آمد زير دوش!! ............................................. درود بر شيخ [لبخند][گل]

مرتضی نیک پایان

سلام دوست گرامی ممنون از حضور و نظرات پر محبت تون در "کافه ..." . اشعار و مطالب طناز و عالی تان را خوندم و لذت بردم و وبلاگتان را در فهرست دوستان ثبت کردم . برقرار باشید . [گل]

ازغندي

خيلي قشنگ بود خدا بخواد بازم ميام

محمد

خیلی خوب! در جوانی پاک بودن مشکل پیغمبر است این همه سوراخ کردی شیخ! شلوارت بپوش