در ترنجستان رنگارنگ !

نطق پیش از دستور ، تهران ، مراسم دار زدن دو زورگیر در روزهای اخیر:: وقتی محکوم به اعدام ، قبل از اجرای مراسم ، بر شانه های مامور اعدام میگریَد !

نطق بعد از دستور :: غزلواره کمتر خوانده شده زیر از دفتر شعر شیخ !

اجاق ِ زندگی گرم است ، گاهی سرد ،

وَ گاهی چشمهایت پر ز اشک ، از درد !

گـَهی داری ، و گاهی در نداری غرق ،

وَ می فهمی خدایی هست ، تنها ، فرد !  

تو دلمشغول در خویشی ، بیرون آی ،

که بینی دَهر نامَرد است ، گاهی ، مَرد !

به هر فصل این تُرَنجستان رنگارنگ ،

گـَهی سرخ است ، گَه سبز است ، گاهی زرد !

وَ میدانم که می دانی بهاری هست ،

که شبنم بر دو چشم نَستَرَن آورد !

اگر چون لاله خندانی ، و گر چون ابر گریانی ،

نباید برکه شد ، جوشان چو دَریا گرد !

تو چون گویی که چون چوگان خورد ، در چرخ ،

تأمل کن ، اگر بازنده ای در نَرد !

توکل کن ، دوباره امتحان کن ، هان ،

مشو نومید ، اگر هیچ است دستاورد ! 

/ 40 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yekdoost

سلام انقدر متاسف شدم از این ماجرا و اینکه واقعا نمیدونم در کدام یک از قوانین شرعی حد مجازات برای زورگیری اعدام است خدا یا ...... دیگه صبر بسه خدایا......... مردم مارا از این بدبخت تر میخواهی [گریه][گریه]

فریبا

متاثر و متاسف شدم [ناراحت]

ققنوس وار

سلام استاد تو را به خدا دیگه از این تصاویر و این گونه اشعار تو وب نزار که دل ما را خون کردی .بس است دیگر .

آرزوی

سلام یادشعرآذربیگدلی به خیر[گل]

جوکر مومن

بسم الله من فقط عقیده دارم که دست من و ما هم آلوده به خون این دو جوان است!متاسفم!

نگاه های ماموران اعدام هم یه چیزایی به هم میگن! عذاب وجدان

اميد(شبه شعر)

و دلمشغول در خویشی ، بیرون آی ، که بینی دَهر نامَرد است ، گاهی ، مَرد ! قشنگ بود درود بر شيخ[لبخند][گل]