الاغ شیخ ما را درک کن !

در پست قبلی تحت عنوان "عجب گران دلبرکی" عزیزی تحت نام یک هموطن پیامی فرستاده بود که با این جمله شروع می شد :: "حیف این استعداد نیست خدا به شما داده ، این خر و خرکی و خر  خری چیه راه انداختی ؟ " !

پاسخ به این انتقاد را به مریدان واگذار نمودم ، که کامنتهای ارسالی را در تایید و یا تکذیب آن میتوانید دید ، و همچنان بدون سانسور نظرتان را میتوانید نوشت !

اما به همه خوانندگانی که با زبان خاص این وبلاگ مشکل دارند میگویم ، به نظر شیخ ما اولاً مشکل اصلی بسیاری از ما و البته این بنده حقیر حماقت است و حماقت و حماقت و بس ، حماقتی که درون را میخراشد و برون را آشفته میسازد ، و برای بیان ابعاد آن راهی نیست بجز شاگردی در محضر الاغ شیخ و بس !

اما همچنان می اندیشم که در حق این الاغ شیرین زبان و دوست داشتنی که تنها عیب وی خریت است و بس (و از بسیاری از زشتیهای ما آدمها به دور است ) نا سپاسی شده است ، بساری از حقایق به زبان همین الاغ می آید که شایسته تامل است و تفکر !

به این سه بیتی نیک دقت کنید که شیخ ما چگونه از زبان الاغ خویش مریدان را به اندیشیدن و آگاهی از حماقتها و ندانم کاریها وا میدارد ، و مریدان را  توصیه میکند که در آیینه عقل و اندیشه نیک به خود بنگرند ، و قضاوتی عاقلانه داشته باشید ::

شیخ ما گفتا مَرا ، این گفت و گــــــــو ، // عقل چـــــــون آیینه باشــــد پیش رو !

لختی اندر آینه ، کُن جست و جــــــو ، // تا که بینی عکس خــــــود را رو به رو !

پس اگر دیدی که سـَـــــــر تا پا خری ، // عَرعَـــرونی ، عَرعَـرانی ، عَرعَــــــری !

یا این یکی که مدد میجوید از ذوالفقار امیر مومنان حضرت علی (ع) در مصاف با حماقت و خرافه !

از خـَـــریٌت دست مـــــی باید کشید ، //  وَز شـــــَـــــــراب معرفت باید چشید !

دست در دست عَلــــــــی باید نهاد ،  // جهل را با ذوالفقارش سَــــــــــر برُید !

مَحـــــــو  باید کــــَــــــرد از لفظ دری ، // عَرعَـــرونی ، عَرعَـرانی ، عَرعَـــــــری!

و دقت کنید به این رباعی خرکی ، که شیخ ما چگونه به دلدادگی بعضی از کشورها به روسیه  کنایه ای طنز آمیز دارد !

امسال خَــــــــَرم قصد عــــــَـــــروسی دارد ، 

 شـــــــــاد است که قصد دیده بوسی دارد !

اشکال در آن است ، خودش سوریه است ،

بیچاره ولـــــــــی نامــــــزد روســــــی دارد ! 

اما سخن پایانی آنکه ، دوست من ، هموطن من ، برادر ، اخوی ، حاج آقا ، دکتر ، ......الاغ شیخ ما را درک کن !.....در پس لبخندی کوتاه !

/ 17 نظر / 57 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انگولک

سلام همچنان پشتیبانی قاطع خود را از شیخ اعلام می داریم و اماده هر نوع کمپین هم هستیم

کورش شفیعی ایران نژاد

پیام من به آن خواننده ی منتقدِ رویکردِ این وبلاگ اندکی جدی است: « آینه چون نقش تو بنمود راست/ خودشکن آئینه شکست خطاست!» اینها که شیخ در خصوص الاغش مینویسد در واقع آئینه تمام نمای من و ما و جامعه ماست!... شاید اگر محدودیتهای رسانه ای و خطوط قرمز رایج نبود، شیخ ما هم نیازی به روایت حکایتهای خرکی نداشت!

ساده باجی

به حضورتون عارضم که اگر شما چون حافظ و سعدی می سرودید عمرن باجی در کلاس شما حاضر می شد نه به خاطر اینکه آن سبکها را دوست ندارد(فی الواقع آن سبک ها را می پرستد) اما دلش می خواهد اگر استاد دارد درس می دهد این تدریس با چاشنی خنده باشد به داشتنت افتخار می کنم استاد کره خرتان هم بسیار دوست داشتنی می باشد هم کلاسی هایمان را نیز بسیار دوست می داریم هر کس این درس را دوست نمی دارد، خوب برود آموزش، حذفش کند زوررررررررررر که نیست نخوان برادر من نخوان خواهر من نسخه نپیچ خواهشن ....... برم تا یقه نگرفتم ............... با تشکر (شاگرد اول کلاس)

هزاران گنج

سلام اون عکس خیلی خوشگل بود و اما در جواب اون هموطن عزیز-باید بگم خب اگه وبلاگ شیخ عزیز ما رو دوست نداری نیا[مغرور]گل][گل][گل]

سمیه.غ

سلام [گل] هر وقت میآم اینجا و مطالبتون رو میخونم به یاد " عبید زاکانی " می افتم و اینکه باید در این عصر به این زبان صحبت کرد ... البته من خیلی کوچکتر از اونی هستم که بخوام براتون نظری بذارم همین قدر میتونم بگم که :ممنون. یا لذت بردم . یا به به ... در اون حد نیستم که بیام و نظری بذارم اما دوست دارم مطالبتون رو و میام و میخونمتون(مدتیست) ممنون[لبخند]

کورش شفیعی ایران نژاد

(سلام در پیام قبلی؛ یک اشتباه تایپی در شعر بود که در این پیام اصلاحش کردم) پیام من به آن خواننده ی منتقدِ رویکردِ این وبلاگ اندکی جدی است: « آینه چون نقش تو بنمود راست/ خودشکن آئینه شکستن خطاست!» اینها که شیخ در خصوص الاغش مینویسد در واقع آئینه تمام نمای من و ما و جامعه ماست!... شاید اگر محدودیتهای رسانه ای و خطوط قرمز رایج نبود، شیخ ما هم نیازی به روایت حکایتهای خرکی نداشت!

؟

هوراااااااااااااااااااااا زنده باد خریت خریت نه حریت یعنی ازادی ان هم از نوعی که در کشور ما است این بلاد کفر نفهم همه اش هم جنس بازی واینها میکنند اینها اصلا از ازادی چیزی نمیفهمند آزادی فقط در ایران است ما باید دانش های انهارا برایشان راهبردی کنیم بروند حالشو ببرند . این نفهم های نفهم منظور م این بلاد کفریان است بی شعور مخالف ازادی

سمیه.غ

سخن بزرگ شود ، چون درست باشد و راست کس ار بزرگ شد از گفته ی بزرگ ، رواست چه جد ، چه هزل ، در آید به آزمایش کج هر آن سخن که نپیوست با معانی راست .... سلام امروز داشتم این شعر بهار رو می خواندم ، به یاد شما و این مطلب شما افتادم . گفتم که دو بیت اولش رو براتون بذارم ... [گل]

کورش شفیعی ایران نژاد

دیده‌ای آیا که خر لیلی شود؟ عشوه‌هایش ناگهان خیلی شود؟ تا سیه چشمان خود شهلا کند غنچه‌ی لب را ز پهنا وا کند؟ دیده‌ای با حال و آواز و قمیش گوید ای مجنون بیا قدری به پیش؟ هیچ آیا دیده‌ای خر قِر دهد نیش موهای دمش را فر دهد؟ دیده‌ای آیا که خر مجنون شود؟ نقطه‌ی تنهای حرف نون شود؟ جسم رنجورش فدای دل کند هر چه حرف مفت از لب ول کند دیده‌ای درمانده و زار و پریش گوید ای مجنون بیا قدری به پیش؟ هیچ آیا دیده‌ای خر تب کند بهر لیلی ناله‌ها در شب کند؟ خر اگر مجنون شود یاللعجب این جفنگیات ما را کن وجب (شعر از : مهدی تمیزی)