ما ، اسمال کله خر ، و برتراند راسل! (2)

ای یادش به خیر ، اسمال بی کله و بقیه بر و بچ تو دبیرستان ادب ، سالهای اول انقلاب بود و بازار بحث سیاسی و عقیدتی داغ ، چند تا جوجه کمونیست داشتیم که هِی به ما گیر میدادند که خدا نیست ، با هم تو حیاط دبیرستان مثلاً بحث میکردیم تا ثابت کنیم خدا هست ، البته واسه اینکه بتونیم خوب مچ گیری کنیم و یه موقع شرمنده خدا نَشیم که نتونستیم اون رو ثابت کنیم مثلاً مطالعه هم میکردیم!

اون موقع مثل حالا نبود که جوونها به کتب ضاله دسترسی نداشته باشند و اصلاً وزارت ارشادی در کار نبود ، این بود که کتاب "چرا مسیحی نیستم ؟" اثر برتراند راسل رو گرفته بودیم و چهل بار خونده بودیم ، فصل انتهایی کتاب شرح مباحثه ایست بین راسل و "پدر کاپلستون" که یک کشیش مسیحی است! ، راسل منکر وجود خداست و اون کشیش وکیل مدافع خدا!

اگه اون جوجه کمونیست که با اون بحث میکردیم کتاب راسل رو نخونده بود کارمون راحت بود ، دقیقاً گفته های کشیش رو واسه طرف تکرار میکردیم تا مات بشه ، اما اگه طرف هم مثل ما اون کتاب رو خونده بود کار سخت میشد ، مثلاً اگه اون در ابتدای بحث مثل راسل و در جواب کشیش در مقابل این سئوال که "دلیل شما برای عدم وجود خدا چیست؟" میگفت :: "عدم وجود کسی یا چیزی دلیل نمیخواهد ، این وجود آن چیز است که دلیل میطلبد" جسابی کُپ میکردیم !

و اینجا بود که اسمال بی کله به درد میخورد و به داد ما میرسید ، اینجا بود که صدا میزدیم "اسمال بیا خدا رو واسه این جوجه ثابت کن" ، و اسمال کله خر همچین با کله میرفت تو پیشونیش که چهل دور دور خودش بچرخه ، و هفت جد و آبادش شونصد بار به وجود خدا اقرار میکرد!  

منتظر ادامه داستان باشید!

نطق بعد از دستور ، عاشقانه خرکی :: دلم تنگ میشود ، برای وقتی که میگویی قابلی ندارد ، و من میروم ، و تو یادت میرود حساب بوسه هایم را در دفترت یادداشت کنی!

/ 24 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yek doost

استاد بزرگ شیخ عالی قدر نهایی وبلاگ ما به روز است تشرف بیاورید استاد

هزاران گنج

سلام شیخ پس چرا نیومدید وبلاگم ببینید چه بلایی سرمون اومده[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

yek doost

سلام سیخ ممنونم از تذکرتون و اثبات مهرتون در دوستی اشکالات رفع شد بخوانیدش

آیدا

کاش این اسمال بی کله یه کله میزد به ما مخمون در جا می پاشید تو صورتش تا یاد بگیریم فکرای بیخود ما و زورگویای مسخره ی اون نمی تونه تا همیشه پیروز باشه و حرف اولو بزنه!!!! مطلبو گرفتید شیخ یا بیراه گفتیم؟[پلک]

آیدا

این عاشقانه خرکی (دور از جون) از فرمایشات شیخ ماست؟بسیار بسیار چسبید ممنونم شیخ. [پلک]

شاعر شنیدنی ست

میشه آخرشو اولش بگین؟ عاشقانه خرکیها همیشه خرکی تر از آنچه فکر می کنی به دل می نشیند

؟

خداوند سایه این اسمال هارا از سر این نظام کم نکند. آمین

منه من

نطق بعد از دستورت بیشتر به دلم چسبید گویی حرف دل بود [گل][گل]

مينا

نطق آخر آتش به همه عالم زد!! از جمله کتبي بوده که دوست داشته به هر چيزي گير بده، رد کنه، نقض کنه، اثبات کنه، کسيو گيرنياورده که ظاهرا بي‌زبان باشد به خدا گيرداده نه!!